0

آموزش نورومارکتینگ

آموزش نورومارکتینگ

درباره این دوره
درباره دوره: آموزش نورومارکتینگ یا همان بازاریابی عصبی کاربرد علوم اعصاب در بازاریابی و بازاریابی دیجیتال است که شامل استفاده مستقیم از تصویربرداری مغز، اسکن یا سایر فناوری‌های اندازه‌گیری فعالیت مغز برای اندازه‌گیری و درک پاسخ سوژه به محصولات خاص، بسته‌بندی، تبلیغات یا سایر عناصر بازاریابی است. محققان با استفاده از فناوری‌هایی که فعالیت مغز و بیومتریک (مانند ضربان قلب، ردیابی چشم، واکنش گالوانیک پوست، کدگذاری صورت و غیره) را مشاهده می‌کنند، می‌توانند نحوه واکنش افراد از نظر فیزیولوژیکی به پیام‌های بازاریابی را تعیین کنند. در بعضی موارد، پاسخ‌های مغزی که با این تکنیک‌ها اندازه‌گیری می‌شوند ممکن است آگاهانه توسط فرد درک نشوند. بنابراین، این داده‌ها ممکن است واضح‌تر از شرکت در نظرسنجی‌ها و غیره باشد. به طور کلی، نورومارکتینگ شامل استفاده از تحقیقات علوم اعصاب در بازاریابی است. به عنوان مثال، با استفاده از fMRI یا سایر تکنیک‌ها، محققان ممکن است دریابند که یک محرک خاص باعث ایجاد پاسخ مداوم در مغز افراد مورد آزمایش می‌شود و این پاسخ با یک رفتار مطلوب در ارتباط است. (به عنوان مثال، امتحان محصول جدید توسط افراد) اگر کمپین‌های بازاریابی جهت ایجاد بازخورد‌های مورد انتظار از محرک‌هایی خاصی استفاده می‌کنند، از علم نورومارکتینگ بهره‌گیری کرده‌اند، حتی اگر هیچ آزمایش فیزیکی از افراد برای جمع‌آوری اطلاعات برای این‌ کار گرفته نشده باشد. یکی از چالش‌ها این است که از برخی دیدگاه‌ها، کل بازاریابی، نوعی نورومارکتینگ است، زیرا تقریباً همیشه همه بازاریابان در تلاشند که رفتار خرید مصرف‌کنندگان را درک کنند تا منجر به یک رفتار مطلوب شود (به عنوان مثال، خرید یک محصول) این دوره مروری بر کاربردهای فعلی و آینده علوم اعصاب در تجارت خواهد داشت. در این دوره با ساختار مغز و کارکردهای مختلف بخش‌ها آشنا می‌شویم. مزایا و قابلیت‌های نورومارکتینگ را نسبت به تحقیقات بازار سنتی، چگونگی استفاده از حواس در بازاریابی، تفاوت احساسات و عواطف و بررسی هرکدام را یاد می‌گیریم. در نهایت با فرایند یادگیری و حافظه آشنا می‌شویم و بعضی از کاربردهای نورومارکتینگ در صنعت را باهم بررسی خواهیم کرد. نورومارکترها از طیف گسترده‌ای از تکنیک‌ها و فن‌آوری بازاریابی عصبی برای درک بهتر رفتار مصرف‌کننده استفاده می‌کنند. این فناوری به طور کلی به دو قسمت تقسیم می‌شود: مورد اول شامل EEG ، fMRI و توپوگرافی ثابت (SST) است که همگی مستقیماً فعالیت مغز مربوط به عملکردهای خاص مغز را اندازه‌گیری می‌کنند. به عنوان مثال، SST سرعت فعالیت الكتریكی سطح مغز را اندازه‌گیری می‌كند و تغییرات در برخی مناطق را به معیارهای خاص مانند رمزگذاری حافظه و درگیری پیوند می‌دهد. مورد دوم شامل ردیابی چشم، کدگذاری صورت و داده‌های بیومتریک مانند نظارت بر ضربان قلب است. آموزش نورومارکتینگ برای دانشجویان مدیریت، بازاریابی، فعالان در حوزه بازاریابی و فروش، مدیران بازاریابی، شرکت‌ها مناسب می‌باشد. و به طور کلی می‌توان از نورومارکتینگ در مراحل زیر در فرایند بازاریابی استفاده می‌شود. شما بعد از یادگیری نورومارکتینگ می‌توانید درک کنید که چگونه برندها از قوانین نورومارکتینگ برای تأثیرگذاری در تصمیم گیری‌های مصرف‌کنندگان استفاده و بر جریان تصمیم‌گیری مصرف‌کنندگان تأثیر می‌گذارند. آشنایی با مفاهیم رفتارهای انسانی، مبانی بازاریابی و یا مدیریت بازاریابی پیش‌نیاز مهم در این دوره است تا بتوانید ضمیر ناخودآگاه مشتریان را درک و از استراتژی‌های مختلف برای تاثیرگذاری در آن استفاده کنید. نورومارکتینگ مستقیم‌ترین مسیر را برای درک و در نتیجه تغییر رفتار کاربر که هدف اصلی بازاریابی است، به شما می‌دهد. با تمرکز بر علوم رفتاری، می‌توانید سوگیری‌های آگاهانه را کنار زده و واکنش‌های خودکار را که تمایل به جهانی بودن دارند، شناسایی کنید. نورومارکترها به منظور تجزیه و تحلیل مکانیسم‌های عصبی و روانشناختی که زمینه‌ساز تصمیمات و رفتارهای انسان است، از هر دو روش روانشناسی و عصب‌شناسی استفاده می‌کند. از این رو، مطالعه این مکانیسم‌ها برای توضیح پاسخ مصرف‌کنندگان به محرک‌های بازاریابی مفید است. مغز شما حاوی میلیاردها سلول عصبی است که در الگوهایی قرار گرفته‌اند که فکر، احساس، رفتار، حرکت و احساس را هماهنگ می‌کنند. یک سیستم بزرگراهی پیچیده از اعصاب مغز شما را به بقیه بدن متصل می‌کند، بنابراین ارتباط می‌تواند در چند ثانیه انجام شود. یک نظریه غالب در علوم اعصاب معتقد است که مردم براساس محاسبات جهانی یکپارچه که در قشر پیشانی مغز اتفاق میافتد، تصمیم می‌گیرند. گاهی اوقات، سطح یا بسته‌بندی یک محصول در دست شما متفاوت از آنچه چشم شما انتظار دارد احساس می‌شود. این بسیار موثر است زیرا حواس ما مستقیماً با قسمت لیمبیک مغز ما که مسئول خاطرات، احساسات، لذت و عواطف است، ارتباط دارد. با شدت خندیدن، احساسی که شما تنها شخص روی کره زمین هستید( احساس مهم بودن)، این‌ها همه نمونه احساساتی است که حداقل یک بار در زندگی احساس کرده‌اید. این‌ها نمونه‌هایی از احساسات هستند: واكنشی نسبت به یك شی، فردی یا محیطی كه رفتار بعدی ما را پیش می‌برد. این بنیادی است که بازاریابی احساسی بر اساس آن ساخته می‌شود. احساسات در بازاریابی مانند عصبانیت، خوشبختی یا شفقت به تجربه یک برند یا محصول معنا و عمق بیشتری می‌بخشد. این یک پیوند عاطفی بین مشتری و شرکت ایجاد می‌کند که منجر به تعهد طولانی مدت می‌شود. اکثر مردم فکر می‌کنند انتخاب هایشان منطقی و کاملاً سنجیده است. با این حال، در واقع، احساسات ما عامل اصلی تصمیم گیری و انتخاب مصرف کننده ما هستند. برندهای تجاری بر ساختن نام تجاری متمرکز است که احساسات و خواسته‌های مشتری شما را جلب کند. این نوع بازاریابی زمانی می‌تواند موفقیت آمیز باشد که واکنش احساسی مناسبی ایجاد کند. اگر موفق به انجام این کار شوید، مشتریان شما وابستگی شدیدی با برند شما ایجاد خواهند کرد. تجربیات احساسی به سادگی توسط مغز در اولویت قرار می‌گیرند. خوب یا بد، اگر چیزی به اندازه کافی مهم باشد تا احساسات ما را برانگیزد، مغز ما آن را مهم فرض می‌کند و بنابراین باید به خاطر بسپاریم. این اولویت‌بندی خاطرات عاطفی احتمالاً از اهمیت تکاملی برخوردار است. خاطرات بسیار احساسی، مانند تعقیب شدن توسط یک حیوان یا خوردن توت‌های خراب، درسی است که باید برای افزایش بقا به‌خاطر سپرده شود. احساسات به مغز می‌گویند که چه رویدادهایی را با عنوان “مهم!”، کدگذاری (روش پردازش اطلاعات مغز) و برچسب‌گذاری کند. یکی از رشته‌های جدید که در علوم اعصاب کشورهای پیشرفته جهان اخیراً مورد توجه قرار گرفته است رشته نورومارکتینگ یا بازاریابی عصبی است. علوم اعصاب در این رشته با استفاده از روش ثبت طول موج مغزی و سیگنال‌های مختلف که اعصاب در بدن ما دارند، می‌تواند در اقتصاد کلان کشور و بهبود اوضاع اقتصادی، فروش اجناس داخلی و ارتقا درآمد سرانه مالی مؤثر باشد. این رشته ترکیبی از علوم اعصاب، اقتصاد رفتاری و حوزه روانشناسی است و دانشجویانی که در این رشته‌ها در حال تحصیل هستند می‌توانند در این رشته نیز به تحصیل بپردازند. این رشته هنوز در بین دانشجویان شناخته شده نیست و به‌زودی در برخی از دانشگاه‌های کشور از جمله دپارتمان علوم اعصاب دانشگاه مشهد راه اندازی خواهد شد. در حال حاضر نیز کارگاه‌هایی برای آشنایی دانشجویان با رشته نورومارکتینگ راه اندازی شده است تا دانشجویان در اولین قدم با این رشته آشنا شده و علاقه‌مند به تحصیل در این زمینه شوند. رشته نورومارکتینگ به‌عنوان زیر شاخه علم علوم اعصاب شناخته می‌شود و می‌تواند تأثیر مثبتی بر اقتصاد کشور بگذارد. کاربرد نورومارکتینگ در خرده فروشی به گونه‌ای است که مالکان خرده فروشی را برانگیخته است تا به لحظه لحظه‌ها و میلی ثانیه‌هایی بیاندیشند که مشتری جذب قفسه، کالای درون آن، بسته بندی، و… می‌شود؛ چرا که نورومارکتینگ در پرتو این ابزارها، پاسخگوی بسیاری از پرسشهایی است که پرسشنامه‌ها و تحلیل‌های کمّی و یا تحلیلهای کیفی ناتوان از پاسخگویی دقیق هستند نظیر دسته بندی انواع ویترین که واکنش‌های مثبت یا منفی ایجاد میکند، ثبت الگوهای جستجو و استراتژی‌های گردش بازدیدکنندگان، اندازه گیری میزان توجه، درگیری ذهن و پاسخ احساسی خریداران به انواع تزئینات و جلوه‌های فروشگاهی، اینکه خریدار به چه چیزی نگاه می‌کند و می‌خرد، به چه چیزی نگاه می‌کند و نمی‌خرد، و بسیاری پرسش‌های پنهان که این اثر به تفکیک با دقت‌های علمی در جستجوی پاسخ آن است. نورومارکتینگ یا بازاریابی عصبی (Neuro-Marketing) به بازاریابان کمک می‌کند تا احساس واقعی را در مشتری ایجاد کند و دارای جنبه‌های مختلفی است که در ادامه به بررسی آنها می‌پردازیم. یکی از جنبه‌های اصلی نورومارکتینگ بازاریابی حسی است. این استراتژی که با تحریک ذهن ناخودآگاه و حواس پنجگانه مرتبط است می‌تواند روی تصمیم گیری مشتری برای خرید تأثیر بگذارد. بازاریابی حسی اگر به‌درستی اجرا شود می‌تواند تجربه خوبی از برند یا محصول شما در ذهن مشتری ایجاد کند. فعالیت دیگری که در نورومارکتینگ در تبلیغات انجام می‌شود مربوط به تحریک حس بینایی مشتری است که قوی‌ترین راه ارتباطی بین تبلیغات و مشتری است. بینایی حس غالب ارتباطی در تبلیغات است و تا 80 درصد احتمال خرید مشتری را بالا می‌برد. طراحی خاص برای لوگو، بسته بندی جالب و به‌کارگیری زیبایی شناختی همه در جهت جلب نگاه مشتری است. ارتباط چشمی در نورومارکتینگ یا بازاریابی عصبی یکی دیگر از روش‌های معمول است. تحقیقات نشان داده است مثلا در تبلیغاتی که از کودکان استفاده شده است ارتباط چشمی بیشتر و در نتیجه مشتری بیشتری برای محصول به وجود آمده است. دلیل این اتفاق نیز در ناخودآگاه انسان است که کودک را دلیل صداقت و امنیت می‌داند. بسته بندی جذاب نیز یکی از عوامل اصلی نورومارکتینگ است. بسته بندی یک کالا مثل چیپس به خوبی می‌تواند مزه خوب آن را به مشتری القا کند حتی اگر از آن نخورده باشد یا بسته بندی مناسب یک شیر می‌تواند حس تازگی آن را به مشتری انتقال بدهد. امروزه بسیاری از برندها با تصویربرداری عصبی سعی بر طراحی بسته بندی را دارند که بیشترین اثر را روی مخاطب داشته باشد. ایجاد حس حساس کمبود یکی دیگر از ترفندهای نورومارکتینگ در تبلیغات است. به هر حال تجربه نشان داده است اگر گزینه‌های زیادی در برابر مشتری قرار داشته باشد احتمال عدم خرید وجود دارد اما اگر حس تمام شدن و محدودیت محصول را به مشتری القا کنید ترس از دست دادن و کمبود را در او بیدار کرده و می‌توانید احتمال خرید مشتری را بالا ببرید. گزینه‌های انتخاب یکی دیگر از حرکت‌های مهم در نورومارکتینگ است. اگر فرد محدود به یک محصول شود و گزینه‌هایی برای مقایسه نداشته باشد قادر به تصمیم گیری و انتخاب نیست. بنابراین با قرار دادن چندین گزینه و مقایسه آنها به خرید مشتری کمک بزرگی کرده‌اید. ساخت یک مرجع ذهنی برای محصول یکی دیگر از حرکت‌های نورومارکتینگ یا بازاریابی عصبی است. اگر دو محصول با اختلاف قیمت بالا در اختیار مشتری قرار دهید احتمالاً نمی‌تواند مقایسه خوبی بین امکانات آنها داشته باشد. اما اگر اختلاف قیمت آنها اندک باشد، قادر به تشخیص تفاوت‌ها و انتخاب گزینه بهتر خواهد بود. از بالا آغاز کردن یکی دیگر از روش‌های بازاریابی عصبی است. به‌عنوان مثال اگر شما یک خودرو فول آپشن را به مشتری ارائه کنید در ادامه خرید ماشین با آپشن و قیمت کمتر منطقی به نظر می‌آید. ضمن اینکه ترس از دست دادن امکانات می‌تواند منجر به خرید ماشین فول آپشن با قیمت بالا نیز بشود. نقاط درد رو پیدا کنید و این حس را به مشتری القا کنید که در صورت عدم خرید فرصت خوبی را از دست داده است. این روش نورومارکتینگ سعی دارد حس زیان در مغز که بسیار قوی‌تر از سود است را بیدار کرده و با فعال کردن حس درد و زیان مشتری را وادار به خرید کند. حس سرعت و کارآمدی یکی دیگر از اجزای نورومارکتینگ در تبلیغات است که بیشتر از حس امنیت مشتری را به خود جذب می‌کند. بر همین اساس است که بسیاری از برندها طرح لوگو یا هویت خود را بر پایه سرعت و کارآمدی طراحی می‌کنند. قیمت گذاری مناسب نیز از عوامل نورومارکتینگ در تبلیغات است. تحقیقات نشان می‌دهد که ارتباط موثری بین قیمت گذاری خاص با فعالیت‌های مغز ما وجود دارد و قیمت گذاری مانند 99.99 می‌تواند ارزش کالا را در ذهن ما بالا ببرد. زیرا مشتری معمولا به قسمت اول قیمت توجه کرده و 99 را خیلی کمتر از 100 می‌داند. تکیه گاه ذهنی یا Anchoring Effect بخشی از نورومارکتینگ در تبلیغات است که می‌گوید مغز ما در هنگام خرید سعی بر ارزیابی و ارزش یابی محصول دارد و با مقایسه محصول مشابه می‌تواند آن ار ارزش گذاری کند. مثلاً اگر در مقایسه یک پاکت شیر به ویتامین‌های آن توجه کنیم قطعاً شیر ویتامینه را انتخاب کرده و آن را بهتر می‌دانیم. اول مشکل بعد راهکار یکی دیگر از ترفندهای بازاریابی عصبی است. صحبت کردن در مورد مشکلات و بزرگ جلوه دادن آنها و القا اینکه راهکار نزد شماست یکی از ترفندهایی است که در بسیاری از مواقع جواب می‌دهد و منجر به فروش محصول می‌شود. یکی دیگر از حرکت‌های نورومارکتینگ زدن به سیم آخر و ارائه پیشنهاد غیر منطقی به مشتری است. اگر دوست دارید حتماً جنس خود را بفروشید می‌توانید به‌اصطلاح با مخ توی در (door in face) بروید و با دادن یک قیمت بالا و غیر منطقی مشتری را شوکه کنید. در ادامه با دادن یک قیمت مناسب می‌توانید مشتری را مجاب به خرید کالا کنید. آشنایی با نورومارکتینگ: 1 – مقدمات نورومارکتینگ 2 – خودآگاه و ناخودآگاه 3 – خودآگاه و ناخودآگاه ( بخش دوم ) 4 – حواس در نورومارکتینگ 5 – احساسات، عواطف و انگیزه‌ها 6 – احساسات، عواطف و انگیزه‌ها ( بخش دوم ) 7 – حافظه و یادگیری 8 – کاربردهای نورومارکتینگ 9 – استفاده از سلبریتی‌ها در تبلیغات 10 – تمرین پایانی 11 – پروژه پایانی
سرفصل‌های دوره
آشنایی با نورومارکتینگ: 1 – مقدمات نورومارکتینگ 2 – خودآگاه و ناخودآگاه 3 – خودآگاه و ناخودآگاه ( بخش دوم ) 4 – حواس در نورومارکتینگ 5 – احساسات، عواطف و انگیزه‌ها 6 – احساسات، عواطف و انگیزه‌ها ( بخش دوم ) 7 – حافظه و یادگیری 8 – کاربردهای نورومارکتینگ 9 – استفاده از سلبریتی‌ها در تبلیغات 10 – تمرین پایانی 11 – پروژه پایانی
موسسه برگزارکننده
دوره آموزش وردپرس مکتب‌خونه

مکتب خونه

مدرس

ایمان گودرزی

دوره‌های مشابه
درباره دوره: با جدیدترین مدرس از کاخ سفید، رئیس جمهور جورج دبلیو بوش، وارد دفتر بیضی شکل او می‌شوید. او با بانوی اول سابق لورا بوش، فرمانده اسبق کل قوا در مورد تماس‌‌های سخت و درس‌‌های زندگی که شغل او را شکل دادند، صحبت می‌‌کند. شما باید یک سبک رهبری ایجاد کنید که برای شما صدق کند و با برقراری ارتباط شخصی با همه افراد تیم خود، رهبری را بیاموزید. آموزش رهبری با جورج بوش: 1 - آشنایی با مدرس خود 2 - هنر دیپلماسی شخصی 3 - نگاه به افق 4 - ایجاد یک تیم قوی 5 - اتخاذ تصمیمات سخت 6 - رسیدن به نتیجه با مسئولیت‌پذیری 7 - مدیریت بحران 8 - ساخت سبک ارتباطی خود 9 - راهی به سوی سیاست 10 - ورود به خدمات عمومی 11 - اولویت‌بندی آنچه مهم است 12 - "خوشا به حال نقاشان"
درباره دوره: دوره آموزش مهارت‌های خودآگاهی به معرفی و آموزش تعدادی از مهم‌ترین مهارت‌های فردی می‌پردازد. شما در این دوره با مهارت‌های خودآگاهی، جرئتمندی و همدلی آشنا خواهید شد که 3 تا از اصلی‌ترین مهارت‌ها در حوزه توسعه فردی هستند. مهارت‌های مهم دیگری نیز وجود دارند که همواره در حوزه توسعه فردی مطرح شده و یادگیری این موارد به هر شخصی توصیه می‌شود. خونسردی، اعتماد به نفس و عزت نفس، مثبت‌اندیشی و توانایی انتخاب از دیگر مهارت‌های اکتسابی هستند که فراگیری آن‌ها در کنار مهارت‌های خودآگاهی به هر فردی توصیه می‌شود. احتمالا برای شما نیز پیش آمده است که در طول زندگی خود با رفتارهایی خصمانه رو به رو شده باشید. رفتارهایی مثل تمسخر و استهزاء، اهانت و برخوردهای فیزیکی. اما آیا به این نکته فکر کرده‌اید که اگر افراد از زمان کودکی با مهارت‌های خودآگاهی آشنا باشد، چه تاثیراتی بر روی آینده آن‌ها می‌گذارد؟ احتمالا با اعتماد به نفس بیشتری می‌توانند به مقابله با تمسخر و زورگویی دیگران بپردازند، روابط اجتماعی بهتری داشته باشند و با شرایط مختلف بهتر و راحت‌تر کنار بیایند. اما این بدان معنا نیست که دوره مهارت‌های خودآگاهی فقط برای کودکان و نوجوانان مناسب است، بلکه دوره مهارت‌های خودآگاهی، دوره‌ای است مناسب برای هر فرد که با هر سطحی از مهارت‌های نرم (Soft Skills) می‌تواند مفید فایده واقع شود. سه مهارت تدریس شده در دوره آموزش مهارت‌های خودآگاهی که شامل: مهارت‌های خودآگاهی، جرئت‌مندی و همدلی می‌شوند، به همراه 4 مهارت خونسردی، عزت نفس و اعتماد به نفس، مثبت‌اندیشی و توانایی و قدرت انتخاب، 7 مهارت اصلی از مهارت‌های نرم به شمار می‌روند که تسلط و درک نسبی از آن‌ها به هر شخصی توصیه می‌شود. هرچه ما با مهارت‌های خودآگاهی بیشتر آشنا شویم، در هنگام مواجهه با مشکلات و سختی‌ها می‌توانیم واکنش بهتری نسبت به آن‌ها داده و نتیجه متفاوتی نیز دریافت کنیم. این 7 مهارت خودآگاهی همچنین به کودکان کمک بیشتری می‌کند تا از لایه‌های پایین و فردگرای ذهنشان جدا شده و به سمت جمع‌گرایی و کارها و فعالیت‌های گروهی سوق پیدا کنند. اما افراد خودآگاه چه ویژگی‌هایی دارند؟ در ابتدا لازم است تا اشاره کنیم که مهارت خودآگاهی، توانایی شناخت خصوصیات، نقاط ضعف و قوت، خواسته‌ها، ترس‌ها و انزجارها است. اما افرادی که خوآگاه هستند ویژگی‌هایی بارز نسبت به دیگران دارند که هر فردی می‌تواند این ویژگی‌ها را به آسانی کسب کند. بارزترین خصیصه یک فرد خودآگاه این است که توانایی‌های خود را به درستی می‌شناسد و به استعدادهایش افتخار می‌کند. ویژگی دیگر یک فرد خودآگاه می‌تواند این باشد که نقاط ضعف خودش را می‌شناسد، آن‌ها را کتمان نمی‌کند و در راستای اصلاح نقاط ضعفش کوشش می‌کند. یک فرد خودآگاه تمام تلاش خود را می‌کند تا در راستای اهدافش به موفقیت برسد و پس از رسیدن به موفقیت به موفقیت خود افتخار می‌کند؛ ولی هر شخصی همیشه نمی‌تواند موفق باشد و گاهی شکست را نیز تجربه می‌کند. یک فرد خودآگاه از شکست‌هایش مایوس نشده، از آن‌ها درس گرفته و برای موفقیت‌های آتی تلاش می‌کند تا از تجربه شکست‌هایش بهره ببرد.همچنین به ویژگی‌های جسمانی و ظاهری خود اشراف کامل دارد و سعی نمی‌کند جای دیگران باشد. به افکار و باورهایش واقف است و به افکار و باورهای دیگران احترام می‌گذارد. خودآگاهی چه سطوحی دارد؟ خودآگاهی به چهار سطح مختلف تقسیم می‌شوند که عبارتند از: 1) چیزهایی که هم خودم و هم دیگران نسبت به خودم می‌دانیم، 2) چیزهایی که خودم در رابطه با خودم می‌دانم ولی دیگران نمی‌دانند، 3) نکاتی که دیگران در مورد من می‌دانند ولی خودم نمی‌دانم و 4) نکاتی که در مورد من صادق است اما نه خودم به آن‌ها اشراف دارم و نه دیگران. آشنایی با این سطوح مختلف به ما کمک می‌کند که به نکاتی که خودمان نمی‌دانیم اشراف پیدا کرده و آن‌ها را به سطوح بالاتر بیاوریم تا با آگاهی از آن‌ها بتوانیم اهداف مناسب‌تری با توجه به ارزش‌هایمان تعریف کنیم  و مسیرهای مناسب‌تری با توجه به توانایی‌هایمان انتخاب کنیم. در سطوح گفته شده لازم است تا روی سطح سوم و چهارم تمرکز بیشتری گذاشته شود. در رابطه با سطح سوم ما باید به تذکرات و مشاوره‌ی اطرافیانمان توجه بیشتری کنیم. مثلا مدیر یک سازمان که خودش را یک شخص منعطف قلمداد می‌کند ممکن است از دید کارکنانش فردی خشک و انعطاف ناپذیر باشد که می‌تواند با گوش سپردن به حرف کارکنانش این خصیصه‌ شخصی خود را به سطح خودآگاهی برساند. سطح چهارم نیز معمولا بر همه پوشیده است و تنها با روانکاوی مشخص می‌شود. بطور کلی در دوره آموزش مهارت‌‌های خودآگاهی مکتب‌خونه چه چیزهایی می آموزیم؟ این دوره، شامل سه مبحث از مباحث مهارت‌های زندگی است که در ادامه، به آن‌ها می‌پردازیم؛ در این بخش، شما با ویژگی‌‌های مثبت برخواسته از خودآگاهی و تبعات منفی عدم خودآگاهی، آشنا می‌شوید، انواع خودآگاهی را می‌شناسید و با بهره‌گیری از طرح‌واره‌ها و ویژگی‌های حوزه‌های مختلف رفتاری، به خودآگاهی و خودشناسی، دست پیدا می‌کنید. در این بخش، با سبک‌های مختلف رفتاری آشنا می‌شوید و به برتری سبک جرأت‌مندانه، نسبت به سایر سبک‌ها، پی می‌برید. پس از برگزیدن سبک جرأت‌مندانه برای ارتباط، راه‌های پیاده‌سازی هر چه بهتر آن را در زندگی، می‌آموزید. در این بخش، با معنا و مفهوم همدلی، آشنا می‌شوید و پس از آگاهی از تفاوت‌های آن، با هم‌دردی، تاثیرات مثبت و راه صحیح همدل، آشنا خواهید شد. موانعی بر سر راه همدلی کردن وجود دارد که آن‌ها را نیز فرا خواهید گرفت. خودآگاهی: 1 - ویژگی‌های افراد خودآگاه - ویژگی‌های مثبت خود 2 - خوداگاهی جسمانی 3 - ویژگی‌های منفی خود - افکار 4 - منشاء رفتار ما 5 - طرحواره‌ها 6 - حوزه بریدگی و طرد 7 - حوزه خودگردانی و عملکرد مختل 8 - حوزه محدودیت‌های مختل 9 - حوزه دیگر جهت‌مندی 10 - حوزه گوش به زنگی بیش از حد 11 - تشخیص طرحواره خود 12 - کوئیز جراتمندی: 1 - انواع سبک‌های ارتباطی 2 - ویژگی‌های فرد منفعل 3 - ویژگی‌های فرد پرخاشگر 4 - ویژگی‌های فرد سلطه‌گر 5 - زندگی افراد باسبک‌های ناکارامد در کنار هم 6 - شیوه جراتمندانه 7 - حقوق هر انسان در ارتباط با دیگران 8 - موانع و تکنیک‌های ابراز قاطعیت 9 - نردبام و شروط قاطعیت‌ورزی 10 - تکنیک صفحه خط افتاده، مصالحه و خلع سلاح 11 - تکنیک‌ جرات مندی افزایشی و مشخص کردن پیامد 12 - رد قاطعانه درخواست و نه گفتن 13 - واکنش دیگران در برابر رفتار قاطعانه 14 - کوئیز همدلی: 1 - تعریف همدلی 2 - تفاوت همدلی و همدردی 3 - تاثیرات مثبت همدلی 4 - موانع روابط همدلانه 5 - ارتباط صمیمانه 6 - کوئیز
درباره دوره: آیا تاکنون فکر کرده اید که چرا ما باید تلفظ انگلیسی خوبی داشته باشیم؟ آیا تاکنون به اهمیت یادگیری تلفظ و لهجه آمریکایی در یادگیری زبان انگلیسی دقت کرده‌اید؟ در دنیایی که به سرعت در حال پیشرفت است، یادگیری زبان انگلیسی یکی از اصلی‌ترین نیازها به شمار می‌آید، زیرا شما با یادگیری این زبان قادر خواهید بود به کشورهای دیگر سفر کنید، در دانشگاه های مطرح دنیا تحصیل کنید و فرصت های شغلی زیادی در سراسر دنیا پیدا کنید. بیشتر افرادی که شروع به یادگیری زبان انگلیسی می‌کنند انتظار دارند، بعد از گذشت مدت کوتاهی قادر به مکالمه انگلیسی باشند و آنچه می‌شنوند و یا می‌خوانند را به طور کامل متوجه شوند. خیلی از اوقات نیز آنچه را که در متن یا جمله‌ای می‌بینند، به خوبی متوجه می‌شوند. اما صحبت کردن روان و صحیح به عوامل مختلفی بستگی دارد. یکی از عواملی که باعث می‌شود که شما بهتر صحبت کنید و همچنین صحبت‌های دیگران را بهتر متوجه شوید یادگیری نحوه صحیح تلفظ کلمات انگلیسی است. بسیاری از زبان‌آموزان ممکن است به دلیل عدم آشنایی با تلفظ انگلیسی و صداهای جدیدی که ممکن است در ترکیبات مختلف ایجاد شود، نتوانند به درستی متوجه کلماتی شوند که به گوششان می‌خورد. مکالمه زبان انگلیسی مثل هر زبان دیگری دارای تغییراتی در آهنگ صدا است و فشار و تکیه روی بعضی کلمات بیشتر و بعضی کمتر می‌شود. شاید کم توجهی اکثر زبان‌آموزان به این اصل سبب شده که هنگام مکالمه، لحنی ربات‌گونه داشته باشند. برای اینکه بتوانید لهجه خود را هرچه بیشتر به بومیان نزدیک‌تر کنید، بهتر است طرز صحیح تلفظ کلمات انگلیسی را به خوبی بیاموزید و با توجه بیشتری به این قسمت یادگیری زبان انگلیسی بپردازید. تلفظ انگلیسی یکی از فاکتور‌های مهمی است که هر زبان‌آموزی که قصد صحبت با لهجه آمریکایی را دارد، باید به طور صحیح آموزش ببیند. در واقع خوب صحبت کردن فقط این نیست که ما واژگان زیادی را به حافظه بسپاریم و یا اصطلاحات زیادی را یادبگیریم. ادا نکردن درست کلمات و جملات باعث می‌شود، شما نتوانید منظور خود را به درستی منتقل کنید و نهایتا ممکن است باعث سوء برداشت طرف مقابل ‌شود. درک نادرست از لهجه آمریکایی حتی ممکن است باعث گمراهی شما شود و نتوانید به درستی منظور دیگران را بفهمید. در دوره آموزش تلفظ انگلیسی با لهجه آمریکایی شما با تلفظ صداهای صامت آشنا خواهید شد. صامت به آواها و صداهایی گفته می‌شود که هنگام تلفظ آن‌ها، جریان هوا جایی میان گلو و لب متوقف می‌شود. به عنوان مثال در زبان فارسی برای تلفظ /ب/ لب‌ها روی هم قرار می‌گیرند و برای مدت کوتاهی مسیر عبور هوا سد می‌شود و بعد مسیر عبور آن را باز می‌کنیم. برای تلفظ /م/ مانع عبور هوا از دهان می‌شویم در نتیجه هوا از بینی خارج می‌شود. برای تلفظ /س/  مسیر عبور هوا را به کمک لب پایین و دندان بالا نازک می‌کنیم. در زبان انگلیسی 25 صدای صامت وجود دارد. مصوت به آوا یا صداهایی گفته میشود که هنگام تلفظ آن‌ها، هیچ مانعی در مسیر هوا وجود ندارد و با تغییر شکل دهان می‌توانیم صداهای مختلف را تولید کنیم. در زبان انگلیسی 5 مصوت وجود دارد. در این دوره با تلفظ مصوت‌ها آشنا خواهید شد. همچنین شما نکاتی را در مورد تلفظ بهتر و آهنگ کلمات خواهید آموخت و از توصیه‌ها و تجربیات اساتید مختلف و زبان آموزان موفق استفاده خواهید کرد. در دوره آموزش تلفظ انگلیسی با لهجه آمریکایی همه حروف صامت و مصوت را تمرین خواهید کرد. شما می‌توانید در زمانی که استاد در حال نمایش دادن نحوه تولید صداهای مختلف است بیشتر به حرکات دهان و لب‌ها دقت کنید و سعی کنید که همراه استاد صداها را تولید کنید تا در تلفظ کلمات انگلیسی مسلط شوید. همچنین از تجربیات اساتیدی که با شما به اشتراک گذاشته می‌شود به خوبی استفاده کنید تا بتوانید همه‌ی نیازهای خود را در زمینه تلفظ صحیح برطرف کنید. یکی دیگر از ویژگی‌های مهم این دوره یادگیری مواردی مثل استرس هجاها، آهنگ کلمات و . . . و نیز نحوه تقسیم‌بندی کلمات انگلیسی به هجاها و آهنگ‌های مختلف کلام است. همچنین اهمیت رعایت استرس و تکیه کلمات را یاد می‌گیرید که در نهایت باعث می‌شود تلفظ طبیعی‌تری داشته باشد. علاوه بر حروف صامت و مصوت، در این دوره با مهارتی به نام تکنیک سایه (Shadowing)  نیز آشنا خواهید شد. این تکنیک روشی پیشرفته برای یادگیری زبان انگلیسی است که می‌تواند در بهبود تلفظ انگلیسی بسیار تاثیرگذار باشد. تکنیک سایه، تکرار جزء به جزء سخنانی است که می‌شنوید. در واقع وقتی به محتوای انگلیسی گوش می‌کنید، به‌محض شنیدن هر عبارتی باید به‌سرعت، آن را با صدای بلند تکرار کنید، مثل همراهی کردن با ترانه‌ی محبوبتان. یعنی هرچه می‌شنوید همان را دقیقا تکرار ‌کنید و سعی ‌کنید که تغییرات صدا، آهنگ صدا، حالات روحی گوینده و حتی حرکات بدنی گوینده را تقلید کنید. البته لازم نیست که حتما با صدای بلند تکرار کنید. می‌توانید این فرایند را در ذهن خود نیز انجام دهید. مثلا زمانی که در یک مکان عمومی مثل کافه یا رستوران در حال گوش دادن به یک مکالمه انگلیسی هستید این فرایند را در ذهن خود تکرار کنید. علاوه‌بر تاثیری که این تکنیک در اسپیکینگ و لهجه شما دارد، همچنین باعث می‌شود که شما بتوانید تلفظ و آهنگ کلمات در انگلیسی را بهتر درک کنید و به همراه آن لیسنینگ خود را نیز تقویت نمایید. معرفی حروف بی‌صدا: 1 - معرفی- هفته اول 2 - مرور پیش آزمون حروف بی‌صدا 3 - بررسی اجمالی حروف بی‌صدا 4 - بررسی اجمالی حروف بی‌صدا- تمرین 5 - صداهای بلند و بی صدا 6 - تمرین صداهای بلند و بی‌صدا 7 - نکات تلفظ 8 - تکنیک سایه در مکالمه حروف بی‌صدا- بخش اول: 1 - معرفی- هفته دوم 2 - consonants sounds that pop 3 - Consonant Sounds that Pop Part 2 4 - Consonant Sounds that Pop Practice Activity 5 - Consonant Sounds that Hiss Part 1 6 - Consonant Sounds that Hiss Part 2 7 - Consonant Sounds that Hiss Practice Activity 8 - Confusing Consonant Pairs 9 - Confusing Consonant Pairs 1 Practice Activity 10 - نکات تلفظ 11 - تکنیک سایه در مکالمه حروف بی‌صدا- بخش دوم: 1 - معرفی- هفته سوم 2 - Consonant Sounds that Hum 3 - Consonant Sounds that Hum Practice Activity 4 - Consonant Sounds that Flow 5 - Consonant Sounds that Flow Practice Activity 6 - Confusing Consonant Pairs 2 7 - Confusing Consonant Pairs 2 Practice Activity 8 - نکات تلفظ 9 - تکنیک سایه در مکالمه چالش های حروف بی‌صدا: 1 - معرفی- هفته چهارم 2 - آخرین حروف بی‌صدا و خوشه‌های بی‌صدا 3 - تمرین آخرین حروف بی‌صدا و خوشه‌های بی‌صدا 4 - تلفظ کلماتی که به s و ed ختم می‌شوند 5 - تمرینات کلماتی که به s و ed ختم می‌شوند 6 - تغییر‌پذیری بعضی از حروف بی‌صدا 7 - تمرینات تغییر‌پذیری بعضی از حروف بی‌صدا 8 - نکات تلفظ 9 - تکنیک سایه در مکالمه معرفی حروف صدا‌دار: 1 - معرفی- هفته اول 2 - مرور پیش آزمون حروف صدا‌دار 3 - مرور اجمالی حروف صدا‌دار 4 - تمرین مرور اجمالی حروف صدا‌دار 5 - آواهای گرد و غیر گرد 6 - تمرین آواهای گرد و غیر گرد 7 - نکات تلفظ 8 - تکنیک سایه در مکالمه حروف صدا‌دار- بخش اول: 1 - معرفی- هفته دوم 2 - صداهای پیشین 3 - تمرین صداهای پیشین 4 - Tense and Lax Vowels 5 - Tense and Lax Vowels Practice Activity 6 - صداهای مبهم 7 - تمرین صداهای مبهم 8 - نکات تلفظ 9 - تکنیک سایه در مکالمه حروف صدا‌دار- بخش دوم: 1 - معرفی- هفته سوم 2 - حروف صدا‌دار مرکزی 3 - حروف صدا‌دار پسین 4 - تمرین حروف صدادار مرکزی و پسین 5 - مصوت دو‌آوا 6 - تمرین مصوت دو‌آوا 7 - حروف صدا‌دار مبهم 8 - تمرین حروف صدا‌دار مبهم 9 - نکات تلفظ 10 - تکنیک سایه در مکالمه چالش های حروف صدا‌دار: 1 - معرفی- هفته چهارم 2 - حروف صدا‌دار بدون تاکید 3 - تمرین حروف صدا‌دار بدون تاکید 4 - R-Controlled 5 - تمرین R-Controlled 6 - چالش هجی کردن حروف صدا‌دار 7 - تمرین چالش هجی کردن حروف صدا‌دار 8 - نکات تلفظ 9 - تکنیک سایه در مکالمه هجاها و استرس کلمه: 1 - معرفی- هفته اول 2 - ریتم زبان انگلیسی 3 - تمرین ریتم زبان انگلیسی 4 - هجاها و استرس کلمه 5 - Disappearing Syllables 6 - Disappearing Syllables Practice Activity 7 - پیش‌بینی استرس‌ها 8 - تمرین پیش‌بینی استرس‌ها 9 - نکات تلفظ 10 - تکنیک سایه در مکالمه گروه‌های فکری، ریتم و کلمات کاهش یافته: 1 - معرفی- هفته دوم 2 - گروه‌های فکری 3 - ریتم 4 - تمرین گروه‌های فکری و ریتم 5 - کلمات کاهش یافته 6 - تمرین کلمات کاهش یافته 7 - اختصار 8 - تمرین اختصار 9 - نکات تلفظ 10 - تکنیک سایه در مکالمه گفتار متصل: 1 - معرفی- هفته سوم 2 - پیومند بخشی- 1 3 - تمرین پیوند بخشی- 1 4 - پیومند بخشی- 2 5 - تمرین پیوند بخشی- 2 6 - عبارات پیوند مشترک 7 - تمرین عبارات پیوند مشترک 8 - نکات تلفظ 9 - تکنیک سایه در مکالمه تمرکز جملات و آهنگ: 1 - معرفی- هفته چهارم 2 - تمرکز جملات 3 - تمرین تمرکز جملات 4 - آهنگ- 1 5 - تمرین- اهنگ- 1 6 - آهنگ- 2 7 - تمرین- آهنگ- 2 8 - نکات تلفظ 9 - داستان‌های اضافی جالب تلفظ
نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *