0
موضوعات
قیمت - slider
-1000 تومان10099000 تومان
سطح آموزش
نوع آموزش
نوع مدرک
محل آموزش
+ موارد بیشتر
زمان آموزش
درباره دوره: در دنیای پرشتاب و پر از تغییرات امروزی، شرکت‌های بزرگ و کوچک به دنبال راه‌هایی برای نوآوری و رشد هستند. باب ایگر، مدیرعامل سابق دیزنی، با انجام معاملات بزرگ و موفق مانند خرید پیکسار، مارول و لوکاس فیلم، نشان داد که چگونه می‌توان یک برند محبوب را به اوج موفقیت رساند. در دوره "Bob Iger Teaches Business Strategy and Leadership"، شما با استفاده از مطالعات موردی و تجربیات 45 ساله باب ایگر در صنعت رسانه، خواهید آموخت که چگونه کسب‌وکار و حرفه خود را متحول کنید. این دوره به شما کمک می‌کند تا استراتژی‌هایی برای گسترش برند، رهبری با صداقت و انجام تصمیمات بزرگ را فرا بگیرید. از مدیریت ریسک تا هنر مذاکره، همه مواردی هستند که در این دوره پوشش داده خواهند شد. با شرکت در این دوره، شما به ابزارها و دانش لازم برای تبدیل شدن به یک رهبر موفق و کارآفرین مجهز خواهید شد. خواه شما یک مدیر ارشد باشید یا یک کارآفرین نوپا، این دوره می‌تواند به شما کمک کند تا به اهداف خود دست پیدا کنید و کسب‌وکار خود را به موفقیت برسانید. استراتژی کسب‌وکار و رهبری: 1 - مقدمه 2 - استفاده موثر از زمان 3 - تمرکز، استراتژی و اولویت‌ها 4 - ضربه‌های بزرگ: مطالعه موردی خرید پیکسار 5 - هنر مذاکره 6 - خلق ارزش برند 7 - پیش‌بینی خواسته‌های مشتریان 8 - گسترش برند: مطالعه موردی خرید مارول 9 - اهمیت ریسک‌پذیری 10 - مدیریت معاملات پیچیده: مطالعه موردی خرید قرن بیست و یکم فاکس 11 - مدیریت اختلال صنعت: مطالعه موردی دیزنی پلاس 12 - اصول موفقیت 13 - نتیجه‌گیری
درباره دوره: برند شخصی مجموعه‌ای است از ویژگی‌ها، ارزش‌ها و تصویری که یک فرد در ذهن دیگران ایجاد می‌کند. در دنیای پر رقابت امروزی، ایجاد و مدیریت یک برند شخصی قوی، افراد را از رقبایشان متمایز می‌کند و فرصت‌های شغلی، همکاری‌های تجاری و حتی روابط اجتماعی بهتری را فراهم می‌کند. دوره پیشرو به‌صورت تخصصی به آموزش برندسازی شخصی پرداخته و قصد دارد تا به‌دور حاشیه‌های رایج، به‌صورت فشرده راهنمایی باشد برای ایجاد و ارتقای برند شخصی شما. برند شخصی مجموعه‌ای است از ویژگی‌ها، ارزش‌ها و تصویری که یک فرد در ذهن دیگران ایجاد می‌کند. در دنیای پر رقابت امروزی، ایجاد و مدیریت یک برند شخصی قوی، افراد را از رقبایشان متمایز می‌کند و فرصت‌های شغلی، همکاری‌های تجاری و حتی روابط اجتماعی بهتری را فراهم می‌کند. از سوی دیگر، برند شخصی می‌تواند به افراد کمک کند تا اعتمادبه‌نفس و اعتبار شخصی خود را افزایش دهند، چرا که یک برند قوی نشان‌دهنده تعهد، اخلاق، و تخصص فرد است. به‌طورکلی، برند شخصی یک ابزار قدرتمند است که افراد می‌توانند از آن برای دستیابی به اهداف شغلی و شخصی خود بهره ببرند و در جامعه و بازار کار به‌عنوان یک شخصیت برجسته معرفی شوند. دوره پیشرو به‌صورت تخصصی به آموزش برندسازی شخصی پرداخته و قصد دارد تا به‌دور حاشیه‌های رایج، به‌صورت فشرده راهنمایی باشد برای ایجاد و ارتقای برند شخصی شما. برندسازی شخصی چیست؟: 1 - برندسازی شخصی چیست؟ 2 - تمرین در خانه اول مفاهیم برندسازی شخصی: 1 - مفاهیم برندسازی شخصی 2 - تمرین در خانه دوم ابزارها و مهارت‌های برندسازی شخصی: 1 - ابزارها و مهارت‌های برندسازی شخصی 2 - تمرین در خانه سوم انواع برند شخصی: 1 - انواع برند شخصی 2 - تمرین در خانه چهارم
درباره دوره: ایجاد و به حداکثر رساندن روابط با مشتری مفهوم مهمی است که باید در دنیای تجارت به آن تسلط یافت. ایجاد ارتباط با مشتریان در روندهای فعلی بازار مهمترین جنبه ای است که یک سازمان باید برای جلب رضایت مشتری روی آن تمرکز کند. از آنجایی که مشتری برای مدت طولانی با یک شرکت معامله می کند، شرکت تمایل دارد بینش بهتری از نیازها و انتظارات مشتری توضیح دهد. از این طریق می توان یک رابطه عالی بین آن ها ایجاد کرد. این موضوع منجر به فروش محصولات بیشتر و حفظ تجارت با مشتریان می شود که در نهایت منجر به کسب و کار سودآور می شود. رضایت مشتری معیاری است که نشان می‌ دهد چگونه نیازها و پاسخ‌ها با یکدیگر همکاری می‌ کنند و انتقال داده می شوند تا انتظارات مشتری را افزایش دهند. تنها در صورتی می توان به آن دست یافت که مشتری به طور کلی رابطه خوبی با شرکت داشته باشد. در بازار رقابتی کسب و کار امروز، رضایت مشتری یک بخش مهمی از  عملکرد و یک عامل تمایز اساسی استراتژی های کسب و کار است. از این رو هر چقدر رضایت مشتری بیشتر باشد، تجارت و پیوند با مشتری بیشتر است. وفاداری مشتری، تمایل مشتری به ادامه تجارت با یک شرکت خاص و خرید منظم محصولات است. این معمولا زمانی دیده می‌ شود که مشتری بسیار از طرف تامین‌کننده راضی است و مجددا به تشکیلات برای معاملات تجاری مراجعه می‌ کند، یا زمانی که تمایل دارد محصول یا نام تجاری خاصی را طی مدت زمانی از آن شرکت دوباره بخرد. برای تداوم وفاداری مشتری، مهمترین جنبه ای که یک تشکیلات باید بر آن تمرکز کند، رضایت مشتری است، از این رو می توان گفت که وفاداری مشتری نیز نتیجه یک رابطه خوب است. حفظ مشتری یک فرآیند استراتژیک برای حفظ مشتریان موجود و عدم جدایی یا مراجعه آن ها به برندها یا سازمان های دیگر برای کسب و کار است و این تنها زمانی امکان پذیر است که بین مشتری و برند رابطه با کیفیتی وجود داشته باشد. معمولا یک مشتری وفادار تمایل دارد تا زمانی که نیازهای اساسی او به درستی برآورده شود، به یک برند یا محصول خاص پایبند باشد. او برای خرید محصول جدید ریسک نمی کند. هر چقدر امکان حفظ مشتریان بیشتر باشد، احتمال رشد خالص کسب و کار بیشتر می شود. حمایت توسط مشتریان برای معرفی یک شرکت در زمانی که احساس رضایت و دلگرمی می کنند و زمانی که رابطه سالمی با مشتریان دارند، بدون هزینه می باشد. این معرفی یا ارجاع مشتری به سایر مشتریان به آسانی آب خوردن برای یک شرکت عمل می کند زیرا هیچ هزینه و مشقتی در این موضوع وجود ندارد. این می تواند به عنوان بهترین نتیجه یک رابطه با کیفیت برای یک شرکت تلقی شود. به حداکثر رساندن روابط با مشتری: 1 - مقدمه به حداکثر رساندن ارتباط با مشتری 2 - نیاز به ارتباط با مشتری 3 - نحوه ایجاد روابط برای وفاداری 4 - دلایل کاهش مشارکت مشتری 5 - اصول ارتباط با مشتری 6 - اهمیت شناخت مصرف کنندگان خود 7 - اهمیت ارزش در روابط 8 - چالش‌های ایجاد رابطه 9 - استراتژی‌های ایجاد رابطه 10 - عوامل تعیین کننده ارتباط با مشتری 11 - فهرست مشکلاتی که برای ارتباط با مشتری باید از آن‌ها اجتناب کنید
درباره دوره: *لازم به ذکر است که زیرنویس این دوره توسط هوش مصنوعی صورت گرفته است.*دوره "Better Relationships and More Sales: Using ChatGPT to Sell" به طور خاص برای کمک به حرفه‌ای‌های فروش طراحی شده است تا از قدرت هوش مصنوعی بهره‌برداری کنند و به برقراری ارتباطات معنادار و مؤثر بپردازند. در این دوره، شما خواهید آموخت که چگونه با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، تخصص خود را به نمایش بگذارید و در مکالمات مرتبط و سودآور شرکت کنید. این دوره به شما آموزش می‌دهد که چگونه از هوش مصنوعی برای ایجاد ارتباطات شخصی‌سازی‌شده استفاده کنید و به پیشبرد فرصت‌های پیچیده با نقشه‌برداری از روندهای مناسب برای هر تماس فروش بپردازید. همچنین، شما یاد خواهید گرفت که چگونه برنامه‌های توسعه مبتنی بر داده و هوش مصنوعی را برای حساب‌های جدید و موجود ساختار دهید و به بهترین نحو از آن‌ها بهره‌برداری کنید. با پیوستن به جیک دان‌لاپ، کارشناس فروش با تجربه، شما با بهترین استراتژی‌ها برای ایجاد ارتباط و ساختن رابطه در دنیای دیجیتال‌محور آشنا خواهید شد. این دوره شامل یادگیری نحوه ایجاد ارتباطات سفارشی شده با استفاده از اطلاعات صنعتی و شرکتی، پیشبرد فرصت‌های پیچیده با استفاده از روندهای فروش دقیق، و تدوین برنامه‌های توسعه مبتنی بر داده و هوش مصنوعی است. چه در مراحل اولیه و چه در مراحل پیشرفته روابط فروش باشید، با پایان این دوره، شما مهارت‌های لازم برای تقویت تعاملات و تمرکز بر نیازهای مشتریان را به دست خواهید آورد و قادر خواهید بود ارتباطات مؤثرتری برقرار کنید که منجر به افزایش فروش و موفقیت‌های پایدارتر شود. ایجاد اعتماد در دنیای دیجیتال‌محور فروش: 1 - شناسایی آنچه برای خریداران در ساخت اعتماد اهمیت دارد 2 - مبانی ChatGPT برای تیم‌های فروش 3 - استفاده از ChatGPT برای ساخت روابط فروش ساخت روابط برای برگزاری جلسات بیشتر: 1 - اجتناب از مشکلات هنگام استفاده از ChatGPT برای ساخت روابط 2 - تبدیل محتوا به ارتباطات: استفاده از هوش مصنوعی برای ایجاد مکالمات 3 - آشنا شدن با روندهای صنعت برای ایجاد اعتماد 4 - رمزگشایی از سبک‌های ارتباطی مورد پسند مدل‌سازی مکالمات برای ایجاد اعتماد در طول فرآیند فروش: 1 - شرکت در مکالمات فنی و متمرکز بر منابع انسانی 2 - شرکت در مکالمات مربوط به بازگشت سرمایه و مالی 3 - شرکت در مکالمات فروش و بازاریابی 4 - راهنمایی در مکالمات بین تیم‌ها ساخت روابط بهتر با مشتریان فعلی: 1 - آموختن کسب‌وکار مشتریان جدید در عرض چند دقیقه 2 - ساخت برنامه‌های حساب برای پرورش روابط جدید 3 - رشد کسب‌وکار از طریق فروش بر اساس نیازها
درباره دوره: آموزش رایگان اکوسیستم استارتاپی واژه‌ای است که این روزها بیشتر به گوش می‌رسد. استارتاپ‌ها یا همان شرکت‌های نوپا کسب‌وکارهای جدید هستند که بر پایه تکنولوژی شکل گرفته و پتانسیل بالایی برای رشد و توسعه علمی-اقتصادی دارند. از طرفی به مجموعه‌ای از عناصر و بازیگرانی که ارتباط معناداری بین آن‌ها وجود دارد، اکوسیستم می‌گویند. بنابراین اکوسیستم استارتاپی متشکل از استارتاپ‌ها و سایر عناصری است که با هدف مشخصی با هم ارتباط برقرار کرده و موجب رشد و توسعه اقتصادی در جامعه می‌شوند. اجزای اکوسیستم استارتاپی چیست؟ هر اکوسیستم استارتاپی دارای اجزای زیر است که به صورت فیزیکی یا مجازی در یک محیط قرار گرفته‌اند و به عنوان یک سیستم برای ساخت شرکت‌های استارتاپی با هم تعامل دارند. از جمله عناصر اصلی اکوسیستم استارتاپی می‌توان از ایده‌ها، اختراعات، تحقیقات، کارآفرینان، مربیان و اعضای تیم استارتاپ‌ها و سرمایه‌گذاران فرشته نام برد. تمام این عناصر و اجزا با هم ارتباط متقابل دارند؛ به طوری که هر اکوسیستم از عوامل داخلی و محیطی تاثیر پذیرفته و همچنین بر آن‌ها تاثیر می‌گذارد. این ارتباطات و نحوه صحیح مدیریت آن‌ها در پایداری اکوسیستم نقش مهمی بازی می‌کند. چرا اکوسیستم‌های استارتاپی مهم هستند؟ در دنیای پیچیده امروز نیاز به شبکه‌سازی و همکاری در تمام صنایع برای پیشرفت و رشد حس می‌شود. اکوسیستم‌های استارتاپی با ایجاد فرصت‌های جدید در ابعاد مختلف یک صنعت و افزایش همکاری و پیشتیبانی از کسب‌وکارها زمینه را برای رشد و توسعه سریع‌تر آن‌ها فراهم می‌کند. این اکوسیستم توانایی بالقوه‌ای نه تنها در رشد فرصت‌های شغلی بلکه شکل‌گیری صنایع و نقش‌های جدید دارد. این امر باعث ایجاد تنوع در موقعیت‌های کاری و کمک به افراد با استعداد برای یافتن شغل مناسب می‌شود. ساخت و توسعه اکوسیستم‌های استارتاپی باعث افزایش نوآوری و تحقیقات در زمینه‌های مختلف شده و می‌تواند کشور را در سطح بین‌المللی مطرح کند. پشتیبانی مدام از نوآوری در صنایع کیفیت و میزان تولید محصول یا ارائه خدمات را افزایش داده و فرصت‌های بزرگی برای بازار صادراتی فراهم می‌کند. چگونه می‌توان یک اکوسیستم استارتاپی راه‌اندازی کرد؟ تا اینجا با کلیت اکوسیستم‌های استارتاپی و اهمیت وجود آن‌ها در جامعه آشنا شدیم. ممکن است سوال پیش بیاد که چگونه می‌توانیم یک اکوسیستم استارتاپی در شهرمان ایجاد کنیم. برای ساخت اکوسیستم استارتاپی پنج گام لازم است. این پنج گام عبارتند از: گام اول) با هم‌فکری و همکاری آغاز به کار کنید. برای ساخت یک اکوسیستم استارتاپی تفکر سنتی کسب‌وکار را فراموش کنید. روی توانمندی‌های خود سرمایه‌گذاری کرده و از تخصص و هم‌فکری سایر شرکت‌ها و حتی رقبایتان برای هم‌افزایی و پیشرفت استفاده کنید. گام دوم) نقشه کلی اکوسیستم استارتاپی خود را ترسیم کنید. این نقشه یک نمای کلی از اکوسیستم شما را نشان می‌دهد. جزئیات آن عبارتند از: فضاهای کار اشتراکی، رویدادهای شبکه‌ای، شبکه‌ها و گروه‌ها حرفه‌ای، شتاب‌دهنده‌ها و انکوباتورها، موسسات آموزشی، سازمان‌های دولتی و... برای ترسیم این نقشه می‌توانید از بوم اکوسیستم استارتاپی استفاده کنید. گام سوم) شبکه‌سازی کنید. شبکه‌سازی مهم‌ترین گام در ایجاد اکوسیستم استارتاپی است. تعدادی از کارآفرینان را به یک دورهمی دعوت کنید. هدف از این مهمانی ایجاد یک فضای باز و صمیمی است تا در آن افراد ایده‌های خود را به اشتراک بگذارند، ارتباط برقرار کنند، از فرصت‌های ایجاد شده در شهر خود مطلع شوند و از آن الهام بگیرند. گام چهارم) با دولت همکاری کنید. دولت نقش اساسی در پشتیبانی از اکوسیستم شما خواهد داشت. فقط کافی است مزایای اکوسیستم استارتاپی را برای آن بیان کنید تا از بودجه و کمک آن در برگزاری رویدادها و اقدامات استفاده کنید. گام پنجم) صادق باشید. از اکوسیستم استارتاپی خود مدینه فاضله نسازید. تمام توان خود را روی پیشرفت و انجام پروژه‌های اکوسیستم بگذارید و در نهایت اجازه دهید بازار در مورد محصولات و خدمات اکوسیستم قضاوت کند. که در آموزش رایگان اکوسیستم استارتاپی این پنج گام بطورکامل توضیح دادیم. چرا باید در وبینار رایگان آشنایی با مقدمات اکوسیستم استارتاپی مکتب‌خونه شرکت کنیم؟کسب‌وکار‌ها در دنیای پیچیده و متغیر امروز برای پیشرفت به شبکه‌سازی و هم‌فکری نیاز دارند. در واقع تفکر و رقابت سنتی امروزه هیچ جایگاهی ندارد و اکوسیستم استارتاپی نقش مهمی در موفقیت و ایجاد نوآوری در کسب‌وکارها و صنایع بازی می‌کند. بنابراین ما در مکتب‌خونه بر آن شدیم تا طی یک وبینار آموزش رایگان اکوسیستم استارتاپی کلیت مفهوم اکوسیستم استارتاپی را برایتان شرح دهیم. امیدواریم آموزش رایگان اکوسیستم استارتاپی برای شما مفید و کاربردی باشد. آشنایی با مقدمات اکوسیستم استارتاپی: 1 - آشنایی با مقدمات اکوسیستم استارتاپی
درباره دوره: مدیریت پروژه چیست ؟ چه عاملی باعث ایجاد تفاوت میان مدیریت پروژه و سایر مدیریت‌ها می‌شود؟ عبارت PMBOK مخفف چیست ؟ این‌ها سوالاتی است که قصد داریم تا در این دوره از مجموعه دوره‌های آموزش مدیریت پروژه مکتب خونه به بررسی آن‌ها بپردازیم. مدیریت پروژه رویه‌ای می‌باشد که با هدف همکاری واحدهای مختلف برای دستیابی به اهداف خاص، در صنایع گوناگون، اعمال می‌شود. به طور معمول، یک پروژه دارای اهداف و بمزایای منحصر به فرد و از پیش تعیین شده  بسیاری است که باید براساس یک چهارچوب زمانی مشخص شده و بودجه توافق شده انجام شود. توجه داشته باشید که در تمام مراحل اجرای پروژه باید از طیف گسترده‌ای از توانمندی‌ها و مهارت‌ها از جمله مدیریت زمان، رهبری مسائل، فنی و... استفاده شود. به همین دلیل است که انجام صحیح و اصولی پروژه در بازه زمانی مشخص نیاز به یک استاندارد در صنعت دارد. در چنین شرایطی است که آموزش PMBOK اهمیت پیدا می‌کند. عبارت PMBOK  مخفف  " Project Management Body Of Knowledge " است که معادل فارسی آن دانش مدیریت پروژه می‌باشد. مدیریت و برنامه‌ریزی برای تمامی سازمان‌ها در هر اندازه و نوع‌ای ضروری است. اما برای شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ و پیچیده، علاوه بر موارد ذکر شده نیاز به استفاده از یکسری استانداردهای جامع برای بهبود نتایج و دستیابی به اهداف نهایی احساس می‌شود. به همین دلیل است که بسیاری از سازمان‌ها بر آموزش PMBOK و استفاده از آن به عنوان شاخص مدیریت پروژه تاکید دارند. یکی از موسسات موثر در توسعه استانداردهای حرفه‌ای در حوزه‌های مختلف مدیریت به خصوص Project Management ، موسسه مدیریت پروژه آمریکا است. این موسسه و سازمان غیر انتفاعی و فعال در زمینه Project Management طیف گسترده‌ای از خدمات را با هدف توسعه و پیشرفت‌ مهارت‌های مدیریت پروژه ارائه می‌نماید. در سال‌های اخیر بیش از ده استاندارد و راهنمای رسمی در حوزه‌های مختلف Project Management توسط این موسسه منتشر شده است که از میان تمام آن‌ها، استاندارد PMBOK مورد توجه بسیاری از مدیران پروژه در سراسر جهان قرار گرفت. در ادامه مطالب به معرفی و آموزش PMBOK خواهیم پرداخت. همانطور که در بالا نیز اشاره کردیم، Project Management Body of Knowledge به پیکره دانش مدیریت پروژه اشاره می‌نماید و در حقیقت به یک راهنمای مهم برای استفاده سازمان‌ها و شرکت‌های مختلف در حوزهای Project Management اشاره دارد و کمک می‌کند تا روش‌ها و شیوه‌های Project Management در تمام بخش‌ها استانداردسازی شود. این بدان معناست که مدیران پروژه می‌توانند به راحتی از یک شرکت به شرکتی دیگر منتقل شوند و از همان شیوه مدیریتی استفاده نمایند. شیوه و استانداردهای PMBOK با دقت مستند شده و بر روی روش‌هایی تمرکز دارد که باعث بهینه‌سازی و افزایش کارایی پروژه می‌شود. در دوره‌های آموزش PMBOK علاوه بر آموزش استاندارد کردن Project Management به آموزش مدیریت ریسک پرداخته می‌شود و به مدیران آموزش داده خواهد شد که چگونه روش و شیوه‌های موثر را از روش‌های غیر موثر تشخیص دهند. این آموزش‌ها کمک می‌کند تا حدس و گمان‌ها برطرف شده و ریسک پروژه کاهش پیدا کند. طی این دوره آموزشی، مدیران پروژه آموزش می‌بینند که در صورت شکست قوانین، چگونه بهترین تصمیم را بگیرند. همین امر می‌تواند یک عامل موثر در موفقیت پروژه باشد. نکته‌ دیگری که وجود دارد این است که استاندارد PMBOK هر چهار- پنج سال یکبار بروز رسانی می‌شود تا منعکس کننده جدیدترین دانش‌ها و بهترین شیوه‌های اجرایی باشد. موفقیت پروژه در گرو 10 حوزه و دانش اصولی زیر است که هر مدیر پروژه باید از آن‌ها آگاه باشد: بعد از آموزش PMBOK از مزایای زیر بهره‌مند خواهید شد : در این بخش از آموزش  PMBOK به زبان ساده قصد داریم تا خصوصیات محبوب‌ترین نرم افزار مدیریت پروژه را خدمت شما ارائه نماییم. پس تا آخر این بخش ما را همراهی نمایید آشنایی و آموزش PMBOK راهکاری موثر برای پیشگیری از اشتباهات پرهزینه است و با ارتقاء مهارت‌های مدیریتی شما از بروز هرگونه مشکل که به پروژه آسیب می‌زند، جلوگیری می‌کند. از این جهت، به کارگیری استانداردها، نرم افزارها و ابزارهای مدیریت پروژه به شرکت‌ها و سازمان‌ها کمک می‌کند تا نظارت کافی را بر روی تمام مراحل اجرایی پروژه داشته باشند. استاندارد Pmbok، مخفف عبارت Project Management Body of Knowledge است و اشاره به مجموعه‌ای از فرآیندها، شیوه‌ها، اصطلاحات و دستورالعمل‌هایی دارد، که به عنوان استاندارد در صنعت مدیریت پروژه تعریف شده است. این استانداردها به اصول دوازده‌ گانه pmbok مشهور هستند. Pmbok برای مدیریت پروژه  بسیار مفید است، چرا که شامل بهترین روش‌هایی است، که روی اکثر پروژه‌ها عمل می‌کند. مؤسسه مدیریت پروژه با انجام تحقیقات و مشاوره با کارشناسان در زمینه مدیریت پروژه، محتوا را توسعه می‌دهد. بنابراین، اصول مدیریت پروژه با تنظیمات متفاوت امتحان شده است. pmbok  یک چشم‌انداز کلی از فرآیند مدیریت پروژه، به همراه دستورالعمل‌هایی برای کمک به مدیران پروژه در تصمیم گیری آنها ارائه می‌دهد. با مطالعه راهنمایpmbok ، مدیران پروژه می‌توانند مهارت‌های خود را در مدیریت هزینه، مدیریت منابع انسانی و مدیریت کیفیت، بهبود ببخشند. مدیران پروژه با تجربه، می‌توانند از راهنمای pmbok برای آمادگی گواهینامه‌های PMP خود که بر اساس استانداردهای  pmbok  هستند، استفاده کنند. بکارگیری استانداردهای مشخص شده در راهنمای دانش مدیریت پروژه یا همان PMBOK همچنین مدیریت پروژه‌ها را به طور موثر در محدودیت‌های سه گانه، زمان، محدوده و هزینه برای مدیران پروژه را آسان‌تر می‌کند. پیروی از استاندارد pmbok به چندین روش به مدیران پروژه و تیم‌های آنها کمک می‌کند، در ادامه برخی از این روش‌ها را معرفی خواهیم کرد: -         تعریف فعالیت‌های مورد نیاز برای تکمیل پروژه، تعیین منابع مورد نیاز تیم و نحوه استفاده از آن منابع را برای مدیر پروژه آسان‌تر می‌کند. -         برآورد هزینه‌های پروژه به مدیران پروژه کمک می‌کند تا تشخیص دهند که یک فعالیت خاص چه زمانی بیش از بودجه است و بودجه‌بندی هزینه‌های آتی را آسان‌تر می‌کند. -         نظارت و کنترل به مدیران پروژه اجازه می‌دهد، تا مشکلات کوچک را قبل از تبدیل شدن به مشکلات بزرگ تشخیص دهند. اصول دوازده گانه، دانش مدیریت پروژه pmbok، شامل نظارت، کار تیمی، مشارکت ذینفعان، ایجاد ارزش، تفکر سیستمی، رهبری، رویکردهای مناسب، تمرکز بر کیفیت، مدیریت پیچیدگی پروژه، مدیریت ریسک، سازگاری و انعطاف پذیری ساختمان و مدیریت تغییر است. ناظران پروژه، باید مسئولانه عمل کنند و باید دستورالعمل‌های داخلی و خارجی را حفظ و نسبت به اثرات مالی، اجتماعی و زیست محیطی پروژه ها تعهد و حمایت نشان بدهند. آنها باید یکپارچگی، اطمینان و انطباق داشته باشند و یک نگاه جامع به نظارت، آگاهی مالی، اجتماعی، فنی و زیست محیطی پایدار را در نظر و مسئولیت‌های درون و بیرون سازمان را به عهده بگیرند. پروژه‌ها توسط تیم‌های پروژه ارائه می‌شوند، که در چارچوب فرهنگ‌ها و دستورالعمل‌های سازمانی و حرفه‌ای کار می‌کنند و اغلب فرهنگ محلی خود را ایجاد می‌کنند. یک محیط تیمی، پروژه‌ای همسو با سایر فرهنگ‌ها و دستورالعمل‌های سازمانی، یادگیری و توسعه فردی و تیمی، و مشارکت بهینه برای ارائه نتایج مطلوب را تسهیل می‌کند. ذینفعان بر پروژه‌ها، عملکرد و نتایج تأثیر می‌گذارند. تیم‌های پروژه با تعامل با سایر ذینفعان به آنها خدمت می‌کنند. در پروژه، ذینفعان را فعالانه و به میزان لازم برای مشارکت در موفقیت پروژه و رضایت مشتری درگیر کرد. ارزش، شاخص نهایی موفقیت پروژه است و موفقیت می‌تواند در طول پروژه، پایان پروژه و یا پس از اتمام پروژه محقق شود. مواردی که به ارزش کمک می‌کنند، را می توان به صورت کمی و یا کیفی تعریف کرد. تمرکز بر نتایج، به تیم‌های پروژه اجازه می‌دهد تا از مزایای مورد نظر که باعث خلق ارزش می‌شوند، حمایت کنند. تیم‌های پروژه، پیشرفت را ارزیابی می‌کنند و برای به حداکثر رساندن ارزش مورد انتظار سازگار می‌شوند. تفکر سیستمی، مستلزم داشتن دیدگاهی جامع، از نحوه تعامل اجزای پروژه با یکدیگر و با سیستم‌های خارجی است. سیستم‌ها به طور مداوم در حال تغییر هستند و نیاز به توجه مداوم به شرایط داخلی و خارجی دارند. پاسخگو بودن به تعاملات سیستمی، به تیم‌های پروژه اجازه می‌دهد، تا از نتایج مثبت استفاده کنند. رهبری مؤثر باعث افزایش موفقیت پروژه می‌شود و به نتایج مثبت پروژه کمک می‌کند. رهبران مؤثر، سبک خود را با شرایط تطبیق می‌دهند. رهبران موثر، تفاوت‌های انگیزشی را در میان اعضای تیم پروژه تشخیص می‌دهند و از خودشان، رفتار مطلوب در زمینه‌های صداقت، اخلاق و غیره نشان می‌دهند. هر پروژه منحصر به فرد است و موفقیت پروژه بر اساس تناسب‌سازی و مطابقت آن با زمینه منحصر به فرد پروژه برای تعیین مناسب‌ترین روش‌ها برای تولید نتایج مطلوب است. تطبیق رویکرد، یک فرآیند مستمر در طول پروژه محسوب می‌شود. رویکرد توسعه پروژه، را بر اساس زمینه پروژه، اهداف، ذینفعان، حاکمیت و محیط پروژه، با استفاده از فرآیند «just enough» طراحی کنید تا هم‌زمان با به حداکثر رساندن ارزش، مدیریت هزینه و افزایش سرعت، به نتیجه مطلوب برسید. کیفیت پروژه، مستلزم برآوردن انتظارات ذینفعان و برآورده ساختن الزامات و محصول پروژه است، همچنین باید از مناسب و مؤثر بودن فرآیندهای پروژه، اطمینان حاصل شود. باید در کیفیت، تولید محصولات قابل تحویلی و برآورده کردن اهداف پروژه با نیازها، استفاده‌ها و الزامات پذیرش تعیین شده توسط ذینفعان مربوطه تمرکز کرد. پیچیدگی، نتیجه رفتار انسان، تعاملات سیستمی، عدم قطعیت و ابهام است. پیچیدگی می‌تواند در هر نقطه از پروژه ظاهر شود. پیچیدگی را می‌توان با رویدادها یا شرایطی که بر ارزش، دامنه، ارتباطات، ذینفعان، ریسک و نوآوری‌های فناوری تأثیر می‌گذارد، شناخت. تیم‌های پروژه، می‌توانند در شناسایی عناصر پیچیده هوشمند باشند و از روش‌های مختلفی برای کاهش میزان یا تاثیر پیچیدگی استفاده کنند. ریسک‌های تکی و کلی می‌توانند بر پروژه‌ها تأثیر بگذارند. ریسک‌ها می‌توانند منجر به پیامدهای مثبت (فرصت‌ها) یا منفی (تهدید) شوند. ریسک‌ها به طور مداوم در طول پروژه بررسی می‌شوند. نگرش به ریسک، بر نحوه رسیدگی به ریسک تأثیر می‌گذارد. واکنش‌های ریسک، باید متناسب با اهمیت ریسک، مقرون به صرفه، مورد توافق ذینفعان مربوطه و متعلق به یک فرد مسئول باشد. برای اطمینان از موفقیت پروژه، ایجاد سازگاری و انعطاف پذیری در رویکردهای سازمان و تیم پروژه بسیار مهم است. انعطاف پذیری، امکان بازیابی سریع از مشکلات را فراهم می‌کند. برای دستیابی به این هدف، تمرکز بر نتایج به جای خروجی‌ها توصیه می‌شود. این رویکرد به حفظ انعطاف پذیری و تمرکز بر اهداف و مقاصد پروژه کمک می‌کند. به طور کلی، ایجاد سازگاری و انعطاف پذیری در رویکردهای سازمان و تیم پروژه می‌تواند به دستیابی به نتایج مطلوب پروژه، حتی در مواجهه با چالش‌ها و موانع، کمک کند. تغییر می‌تواند از منابع مختلفی باشد و همه ذینفعان ممکن است پذیرای آن نباشند، بنابراین یک رویکرد ساختاریافته برای مدیریت تغییر توصیه می‌شود. مشارکت دادن ذینفعان و ایجاد انگیزه در آنها برای پذیرش تغییر و اطمینان از موفقیت بسیار مهم است. تلاش برای تغییر بیش از حد به یکباره می‌تواند منجر به مقاومت یا تغییر خستگی شود، بنابراین یک رویکرد تدریجی توصیه می‌شود. PMBOK توسط مدیران پروژه و سازمان‌ها در سراسر جهان، برای بهبود فرآیندهای مدیریت پروژه استفاده می‌شود. این یک زبان مشترک برای مدیران پروژه برای برقراری ارتباط و به اشتراک گذاری دانش مدیریت پروژه pmbok است. آخرین نسخه و جدیدترین ویرایش استاندارد pmbok، نسخه هفتم است، که در سال 2021 منتشر شد و شامل اطلاعات به روز شده در مورد رویکردهای مدیریت پروژه چابک و ترکیبی است. مدیریت پروژه موفق، نیازمند یک رویکرد جامع نگر است، که مجموعه‌ای از اصول و شیوه‌ها را در بر می‌گیرد. این شامل سرپرستی، کار گروهی مشترک، مشارکت ذینفعان، تمرکز بر ارزش و نتایج، تفکر سیستمی، رهبری موثر، رویکردهای توسعه پروژه متناسب، مدیریت کیفیت، هدایت پیچیدگی و ریسک، سازگاری و انعطاف پذیری، و مدیریت تغییر موثر است. با بکارگیری این اصول و شیوه‌ها، تیم‌های پروژه می‌توانند نتایج موفقیت‌آمیزی ارائه دهند که نیازها و انتظارات ذینفعان را برآورده می‌کند و در عین حال ارزش را به حداکثر می‌رساند و ریسک را به حداقل می‌رساند. آموزش برنامه نویسی متلب آموزش نرم‌افزار Revit آموزش نرم افزار کامفار فصل اول - مقدمه ای بر مدیریت پروژه کاربردی بر اساس استاندارد PMBOK: 1 - روایت کاربردی از مدیریت پروژه جهت ورود به دوره 2 - مقدمه مدیریت پروژه کاربردی بر اساس استاندارد PMBOK 3 - تعریف پروژه بر اساس استاندارد PMBOK 4 - مولفه‌ های تعریف کننده یک پروژه 5 - پروژه‌ های ماندگار 6 - تعریف مدیریت پروژه بخش اول 7 - تعریف مدیریت پروژه بخش دوم 8 - Best Practiceها در مدیریت پروژه بخش اول 9 - Best Practiceها در مدیریت پروژه بخش دوم 10 - Best Practiceها در مدیریت پروژه بخش سوم 11 - کوییز اول 12 - اسلایدهای دوره مدیریت پروژه کاربردی بر اساس PMBOK فصل دوم - معرفی موسسه مدیریت پروژه (PMI) و استاندارد PMBOK: 1 - معرفی موسسه مدیریت پروژه و استاندارد PMBOK - موسسه مدیریت پروژه 2 - معرفی موسسه مدیریت پروژه و استاندارد PMBOK - معرفی PMBOK 3 - معرفی موسسه مدیریت پروژه و استاندارد PMBOK - معرفی PMP 4 - کوییز دوم فصل سوم - فضای مدیریت پروژه: 1 - مولفه‌‌های پایه‌‌‌ای در مدیریت پروژه بخش اول 2 - مولفه‌‌های پایه‌‌‌ای در مدیریت پروژه بخش دوم 3 - مولفه‌‌های پایه‌‌‌ای در مدیریت پروژه بخش سوم 4 - مولفه‌‌‌های پایه‌‌‌‌‌ای در مدیریت پروژه بخش چهارم 5 - مدیر پروژه - نقطه کانونی تلاش‌ ها بخش اول 6 - مدیر پروژه - نقطه کانونی تلاش‌‌ها بخش دوم 7 - ذی‌نفعان 8 - ملاحظات کسب و کاری بخش اول 9 - ملاحظات کسب و کاری بخش دوم 10 - مولفه‌های ضروری برای استفاده از PMBOK بخش اول 11 - مولفه‌های ضروری برای استفاده از PMBOK بخش دوم 12 - کوییز سوم فصل چهارم - چرخه عمر پروژه‌ها و رویکردها در مدیریت چرخه عمر: 1 - چرخه عمر پروژه‌ها و رویکردها در مدیریت چرخه عمر بخش اول 2 - چرخه عمر پروژه‌ها و رویکردها در مدیریت چرخه عمر بخش دوم 3 - چرخه عمر پروژه‌ها و رویکردها در مدیریت چرخه عمر بخش سوم 4 - چرخه عمر پروژه‌ها و رویکردها در مدیریت چرخه عمر بخش چهارم 5 - کوییز چهارم فصل پنجم - سازمان و محیط پیرامونی و آثار آن‌ها بر پروژه‌ها: 1 - سازمان و محیط پیرامونی و آثار آنها بر پروژه‌ها 2 - سازمان و ساختار آن بخش اول 3 - سازمان و ساختار آن بخش دوم 4 - انواع ساختارهای سازمانی و ویژگی‌های آن‌ها 5 - دفتر مدیریت پروژه PMO 6 - کوییز پنجم فصل ششم - فرایندها، حوزه‌های دانشی و گروه‌های فرایندی: 1 - فرایند چیست؟ بخش اول 2 - فرایند چیست؟ بخش دوم 3 - فرایندهای مدیریت پروژه 4 - حوزه‌های دانشی در مدیریت پروژه بخش اول 5 - حوزه‌های دانشی در مدیریت پروژه بخش دوم 6 - گروه‌‌های فرایندی در مدیریت پروژه بخش اول 7 - گروه‌های فرایندی در مدیریت پروژه بخش دوم 8 - فایل های جانبی 9 - کوییز ششم فصل هفتم - نقشه راه مدیریت پروژه: 1 - نقشه راه مدیریت پروژه 2 - آغاز یک پروژه بخش اول 3 - آغاز یک پروژه بخش دوم 4 - برنامه ریزی یک پروژه بخش اول 5 - برنامه ریزی یک پروژه بخش دوم 6 - برنامه ریزی یک پروژه بخش سوم 7 - برنامه ریزی یک پروژه بخش چهارم 8 - برنامه ریزی یک پروژه بخش پنجم 9 - برنامه ریزی یک پروژه بخش ششم 10 - برنامه ریزی یک پروژه بخش هفتم 11 - برنامه ریزی یک پروژه بخش هشتم 12 - اجرای یک پروژه بخش اول 13 - اجرای یک پروژه بخش دوم 14 - اجرای یک پروژه بخش سوم 15 - پایش و کنترل پروژه بخش اول 16 - پایش و کنترل پروژه بخش دوم 17 - پایش و کنترل پروژه بخش سوم 18 - خاتمه پروژه یا مرحله از پروژه 19 - مروری بر اجزای PMP مستندات 20 - جمع بندی و معرفی ماژول های بعدی 21 - کوییز هفتم
درباره دوره: آموزش نورومارکتینگ یا همان بازاریابی عصبی کاربرد علوم اعصاب در بازاریابی و بازاریابی دیجیتال است که شامل استفاده مستقیم از تصویربرداری مغز، اسکن یا سایر فناوری‌های اندازه‌گیری فعالیت مغز برای اندازه‌گیری و درک پاسخ سوژه به محصولات خاص، بسته‌بندی، تبلیغات یا سایر عناصر بازاریابی است. محققان با استفاده از فناوری‌هایی که فعالیت مغز و بیومتریک (مانند ضربان قلب، ردیابی چشم، واکنش گالوانیک پوست، کدگذاری صورت و غیره) را مشاهده می‌کنند، می‌توانند نحوه واکنش افراد از نظر فیزیولوژیکی به پیام‌های بازاریابی را تعیین کنند. در بعضی موارد، پاسخ‌های مغزی که با این تکنیک‌ها اندازه‌گیری می‌شوند ممکن است آگاهانه توسط فرد درک نشوند. بنابراین، این داده‌ها ممکن است واضح‌تر از شرکت در نظرسنجی‌ها و غیره باشد. به طور کلی، نورومارکتینگ شامل استفاده از تحقیقات علوم اعصاب در بازاریابی است. به عنوان مثال، با استفاده از fMRI یا سایر تکنیک‌ها، محققان ممکن است دریابند که یک محرک خاص باعث ایجاد پاسخ مداوم در مغز افراد مورد آزمایش می‌شود و این پاسخ با یک رفتار مطلوب در ارتباط است. (به عنوان مثال، امتحان محصول جدید توسط افراد) اگر کمپین‌های بازاریابی جهت ایجاد بازخورد‌های مورد انتظار از محرک‌هایی خاصی استفاده می‌کنند، از علم نورومارکتینگ بهره‌گیری کرده‌اند، حتی اگر هیچ آزمایش فیزیکی از افراد برای جمع‌آوری اطلاعات برای این‌ کار گرفته نشده باشد. یکی از چالش‌ها این است که از برخی دیدگاه‌ها، کل بازاریابی، نوعی نورومارکتینگ است، زیرا تقریباً همیشه همه بازاریابان در تلاشند که رفتار خرید مصرف‌کنندگان را درک کنند تا منجر به یک رفتار مطلوب شود (به عنوان مثال، خرید یک محصول) این دوره مروری بر کاربردهای فعلی و آینده علوم اعصاب در تجارت خواهد داشت. در این دوره با ساختار مغز و کارکردهای مختلف بخش‌ها آشنا می‌شویم. مزایا و قابلیت‌های نورومارکتینگ را نسبت به تحقیقات بازار سنتی، چگونگی استفاده از حواس در بازاریابی، تفاوت احساسات و عواطف و بررسی هرکدام را یاد می‌گیریم. در نهایت با فرایند یادگیری و حافظه آشنا می‌شویم و بعضی از کاربردهای نورومارکتینگ در صنعت را باهم بررسی خواهیم کرد. نورومارکترها از طیف گسترده‌ای از تکنیک‌ها و فن‌آوری بازاریابی عصبی برای درک بهتر رفتار مصرف‌کننده استفاده می‌کنند. این فناوری به طور کلی به دو قسمت تقسیم می‌شود: مورد اول شامل EEG ، fMRI و توپوگرافی ثابت (SST) است که همگی مستقیماً فعالیت مغز مربوط به عملکردهای خاص مغز را اندازه‌گیری می‌کنند. به عنوان مثال، SST سرعت فعالیت الكتریكی سطح مغز را اندازه‌گیری می‌كند و تغییرات در برخی مناطق را به معیارهای خاص مانند رمزگذاری حافظه و درگیری پیوند می‌دهد. مورد دوم شامل ردیابی چشم، کدگذاری صورت و داده‌های بیومتریک مانند نظارت بر ضربان قلب است. آموزش نورومارکتینگ برای دانشجویان مدیریت، بازاریابی، فعالان در حوزه بازاریابی و فروش، مدیران بازاریابی، شرکت‌ها مناسب می‌باشد. و به طور کلی می‌توان از نورومارکتینگ در مراحل زیر در فرایند بازاریابی استفاده می‌شود. شما بعد از یادگیری نورومارکتینگ می‌توانید درک کنید که چگونه برندها از قوانین نورومارکتینگ برای تأثیرگذاری در تصمیم گیری‌های مصرف‌کنندگان استفاده و بر جریان تصمیم‌گیری مصرف‌کنندگان تأثیر می‌گذارند. آشنایی با مفاهیم رفتارهای انسانی، مبانی بازاریابی و یا مدیریت بازاریابی پیش‌نیاز مهم در این دوره است تا بتوانید ضمیر ناخودآگاه مشتریان را درک و از استراتژی‌های مختلف برای تاثیرگذاری در آن استفاده کنید. نورومارکتینگ مستقیم‌ترین مسیر را برای درک و در نتیجه تغییر رفتار کاربر که هدف اصلی بازاریابی است، به شما می‌دهد. با تمرکز بر علوم رفتاری، می‌توانید سوگیری‌های آگاهانه را کنار زده و واکنش‌های خودکار را که تمایل به جهانی بودن دارند، شناسایی کنید. نورومارکترها به منظور تجزیه و تحلیل مکانیسم‌های عصبی و روانشناختی که زمینه‌ساز تصمیمات و رفتارهای انسان است، از هر دو روش روانشناسی و عصب‌شناسی استفاده می‌کند. از این رو، مطالعه این مکانیسم‌ها برای توضیح پاسخ مصرف‌کنندگان به محرک‌های بازاریابی مفید است. مغز شما حاوی میلیاردها سلول عصبی است که در الگوهایی قرار گرفته‌اند که فکر، احساس، رفتار، حرکت و احساس را هماهنگ می‌کنند. یک سیستم بزرگراهی پیچیده از اعصاب مغز شما را به بقیه بدن متصل می‌کند، بنابراین ارتباط می‌تواند در چند ثانیه انجام شود. یک نظریه غالب در علوم اعصاب معتقد است که مردم براساس محاسبات جهانی یکپارچه که در قشر پیشانی مغز اتفاق میافتد، تصمیم می‌گیرند. گاهی اوقات، سطح یا بسته‌بندی یک محصول در دست شما متفاوت از آنچه چشم شما انتظار دارد احساس می‌شود. این بسیار موثر است زیرا حواس ما مستقیماً با قسمت لیمبیک مغز ما که مسئول خاطرات، احساسات، لذت و عواطف است، ارتباط دارد. با شدت خندیدن، احساسی که شما تنها شخص روی کره زمین هستید( احساس مهم بودن)، این‌ها همه نمونه احساساتی است که حداقل یک بار در زندگی احساس کرده‌اید. این‌ها نمونه‌هایی از احساسات هستند: واكنشی نسبت به یك شی، فردی یا محیطی كه رفتار بعدی ما را پیش می‌برد. این بنیادی است که بازاریابی احساسی بر اساس آن ساخته می‌شود. احساسات در بازاریابی مانند عصبانیت، خوشبختی یا شفقت به تجربه یک برند یا محصول معنا و عمق بیشتری می‌بخشد. این یک پیوند عاطفی بین مشتری و شرکت ایجاد می‌کند که منجر به تعهد طولانی مدت می‌شود. اکثر مردم فکر می‌کنند انتخاب هایشان منطقی و کاملاً سنجیده است. با این حال، در واقع، احساسات ما عامل اصلی تصمیم گیری و انتخاب مصرف کننده ما هستند. برندهای تجاری بر ساختن نام تجاری متمرکز است که احساسات و خواسته‌های مشتری شما را جلب کند. این نوع بازاریابی زمانی می‌تواند موفقیت آمیز باشد که واکنش احساسی مناسبی ایجاد کند. اگر موفق به انجام این کار شوید، مشتریان شما وابستگی شدیدی با برند شما ایجاد خواهند کرد. تجربیات احساسی به سادگی توسط مغز در اولویت قرار می‌گیرند. خوب یا بد، اگر چیزی به اندازه کافی مهم باشد تا احساسات ما را برانگیزد، مغز ما آن را مهم فرض می‌کند و بنابراین باید به خاطر بسپاریم. این اولویت‌بندی خاطرات عاطفی احتمالاً از اهمیت تکاملی برخوردار است. خاطرات بسیار احساسی، مانند تعقیب شدن توسط یک حیوان یا خوردن توت‌های خراب، درسی است که باید برای افزایش بقا به‌خاطر سپرده شود. احساسات به مغز می‌گویند که چه رویدادهایی را با عنوان "مهم!"، کدگذاری (روش پردازش اطلاعات مغز) و برچسب‌گذاری کند. یکی از رشته‌های جدید که در علوم اعصاب کشورهای پیشرفته جهان اخیراً مورد توجه قرار گرفته است رشته نورومارکتینگ یا بازاریابی عصبی است. علوم اعصاب در این رشته با استفاده از روش ثبت طول موج مغزی و سیگنال‌های مختلف که اعصاب در بدن ما دارند، می‌تواند در اقتصاد کلان کشور و بهبود اوضاع اقتصادی، فروش اجناس داخلی و ارتقا درآمد سرانه مالی مؤثر باشد. این رشته ترکیبی از علوم اعصاب، اقتصاد رفتاری و حوزه روانشناسی است و دانشجویانی که در این رشته‌ها در حال تحصیل هستند می‌توانند در این رشته نیز به تحصیل بپردازند. این رشته هنوز در بین دانشجویان شناخته شده نیست و به‌زودی در برخی از دانشگاه‌های کشور از جمله دپارتمان علوم اعصاب دانشگاه مشهد راه اندازی خواهد شد. در حال حاضر نیز کارگاه‌هایی برای آشنایی دانشجویان با رشته نورومارکتینگ راه اندازی شده است تا دانشجویان در اولین قدم با این رشته آشنا شده و علاقه‌مند به تحصیل در این زمینه شوند. رشته نورومارکتینگ به‌عنوان زیر شاخه علم علوم اعصاب شناخته می‌شود و می‌تواند تأثیر مثبتی بر اقتصاد کشور بگذارد. کاربرد نورومارکتینگ در خرده فروشی به گونه‌ای است که مالکان خرده فروشی را برانگیخته است تا به لحظه لحظه‌ها و میلی ثانیه‌هایی بیاندیشند که مشتری جذب قفسه، کالای درون آن، بسته بندی، و... می‌شود؛ چرا که نورومارکتینگ در پرتو این ابزارها، پاسخگوی بسیاری از پرسشهایی است که پرسشنامه‌ها و تحلیل‌های کمّی و یا تحلیلهای کیفی ناتوان از پاسخگویی دقیق هستند نظیر دسته بندی انواع ویترین که واکنش‌های مثبت یا منفی ایجاد میکند، ثبت الگوهای جستجو و استراتژی‌های گردش بازدیدکنندگان، اندازه گیری میزان توجه، درگیری ذهن و پاسخ احساسی خریداران به انواع تزئینات و جلوه‌های فروشگاهی، اینکه خریدار به چه چیزی نگاه می‌کند و می‌خرد، به چه چیزی نگاه می‌کند و نمی‌خرد، و بسیاری پرسش‌های پنهان که این اثر به تفکیک با دقت‌های علمی در جستجوی پاسخ آن است. نورومارکتینگ یا بازاریابی عصبی (Neuro-Marketing) به بازاریابان کمک می‌کند تا احساس واقعی را در مشتری ایجاد کند و دارای جنبه‌های مختلفی است که در ادامه به بررسی آنها می‌پردازیم. یکی از جنبه‌های اصلی نورومارکتینگ بازاریابی حسی است. این استراتژی که با تحریک ذهن ناخودآگاه و حواس پنجگانه مرتبط است می‌تواند روی تصمیم گیری مشتری برای خرید تأثیر بگذارد. بازاریابی حسی اگر به‌درستی اجرا شود می‌تواند تجربه خوبی از برند یا محصول شما در ذهن مشتری ایجاد کند. فعالیت دیگری که در نورومارکتینگ در تبلیغات انجام می‌شود مربوط به تحریک حس بینایی مشتری است که قوی‌ترین راه ارتباطی بین تبلیغات و مشتری است. بینایی حس غالب ارتباطی در تبلیغات است و تا 80 درصد احتمال خرید مشتری را بالا می‌برد. طراحی خاص برای لوگو، بسته بندی جالب و به‌کارگیری زیبایی شناختی همه در جهت جلب نگاه مشتری است. ارتباط چشمی در نورومارکتینگ یا بازاریابی عصبی یکی دیگر از روش‌های معمول است. تحقیقات نشان داده است مثلا در تبلیغاتی که از کودکان استفاده شده است ارتباط چشمی بیشتر و در نتیجه مشتری بیشتری برای محصول به وجود آمده است. دلیل این اتفاق نیز در ناخودآگاه انسان است که کودک را دلیل صداقت و امنیت می‌داند. بسته بندی جذاب نیز یکی از عوامل اصلی نورومارکتینگ است. بسته بندی یک کالا مثل چیپس به خوبی می‌تواند مزه خوب آن را به مشتری القا کند حتی اگر از آن نخورده باشد یا بسته بندی مناسب یک شیر می‌تواند حس تازگی آن را به مشتری انتقال بدهد. امروزه بسیاری از برندها با تصویربرداری عصبی سعی بر طراحی بسته بندی را دارند که بیشترین اثر را روی مخاطب داشته باشد. ایجاد حس حساس کمبود یکی دیگر از ترفندهای نورومارکتینگ در تبلیغات است. به هر حال تجربه نشان داده است اگر گزینه‌های زیادی در برابر مشتری قرار داشته باشد احتمال عدم خرید وجود دارد اما اگر حس تمام شدن و محدودیت محصول را به مشتری القا کنید ترس از دست دادن و کمبود را در او بیدار کرده و می‌توانید احتمال خرید مشتری را بالا ببرید. گزینه‌های انتخاب یکی دیگر از حرکت‌های مهم در نورومارکتینگ است. اگر فرد محدود به یک محصول شود و گزینه‌هایی برای مقایسه نداشته باشد قادر به تصمیم گیری و انتخاب نیست. بنابراین با قرار دادن چندین گزینه و مقایسه آنها به خرید مشتری کمک بزرگی کرده‌اید. ساخت یک مرجع ذهنی برای محصول یکی دیگر از حرکت‌های نورومارکتینگ یا بازاریابی عصبی است. اگر دو محصول با اختلاف قیمت بالا در اختیار مشتری قرار دهید احتمالاً نمی‌تواند مقایسه خوبی بین امکانات آنها داشته باشد. اما اگر اختلاف قیمت آنها اندک باشد، قادر به تشخیص تفاوت‌ها و انتخاب گزینه بهتر خواهد بود. از بالا آغاز کردن یکی دیگر از روش‌های بازاریابی عصبی است. به‌عنوان مثال اگر شما یک خودرو فول آپشن را به مشتری ارائه کنید در ادامه خرید ماشین با آپشن و قیمت کمتر منطقی به نظر می‌آید. ضمن اینکه ترس از دست دادن امکانات می‌تواند منجر به خرید ماشین فول آپشن با قیمت بالا نیز بشود. نقاط درد رو پیدا کنید و این حس را به مشتری القا کنید که در صورت عدم خرید فرصت خوبی را از دست داده است. این روش نورومارکتینگ سعی دارد حس زیان در مغز که بسیار قوی‌تر از سود است را بیدار کرده و با فعال کردن حس درد و زیان مشتری را وادار به خرید کند. حس سرعت و کارآمدی یکی دیگر از اجزای نورومارکتینگ در تبلیغات است که بیشتر از حس امنیت مشتری را به خود جذب می‌کند. بر همین اساس است که بسیاری از برندها طرح لوگو یا هویت خود را بر پایه سرعت و کارآمدی طراحی می‌کنند. قیمت گذاری مناسب نیز از عوامل نورومارکتینگ در تبلیغات است. تحقیقات نشان می‌دهد که ارتباط موثری بین قیمت گذاری خاص با فعالیت‌های مغز ما وجود دارد و قیمت گذاری مانند 99.99 می‌تواند ارزش کالا را در ذهن ما بالا ببرد. زیرا مشتری معمولا به قسمت اول قیمت توجه کرده و 99 را خیلی کمتر از 100 می‌داند. تکیه گاه ذهنی یا Anchoring Effect بخشی از نورومارکتینگ در تبلیغات است که می‌گوید مغز ما در هنگام خرید سعی بر ارزیابی و ارزش یابی محصول دارد و با مقایسه محصول مشابه می‌تواند آن ار ارزش گذاری کند. مثلاً اگر در مقایسه یک پاکت شیر به ویتامین‌های آن توجه کنیم قطعاً شیر ویتامینه را انتخاب کرده و آن را بهتر می‌دانیم. اول مشکل بعد راهکار یکی دیگر از ترفندهای بازاریابی عصبی است. صحبت کردن در مورد مشکلات و بزرگ جلوه دادن آنها و القا اینکه راهکار نزد شماست یکی از ترفندهایی است که در بسیاری از مواقع جواب می‌دهد و منجر به فروش محصول می‌شود. یکی دیگر از حرکت‌های نورومارکتینگ زدن به سیم آخر و ارائه پیشنهاد غیر منطقی به مشتری است. اگر دوست دارید حتماً جنس خود را بفروشید می‌توانید به‌اصطلاح با مخ توی در (door in face) بروید و با دادن یک قیمت بالا و غیر منطقی مشتری را شوکه کنید. در ادامه با دادن یک قیمت مناسب می‌توانید مشتری را مجاب به خرید کالا کنید. آشنایی با نورومارکتینگ: 1 - مقدمات نورومارکتینگ 2 - خودآگاه و ناخودآگاه 3 - خودآگاه و ناخودآگاه ( بخش دوم ) 4 - حواس در نورومارکتینگ 5 - احساسات، عواطف و انگیزه‌ها 6 - احساسات، عواطف و انگیزه‌ها ( بخش دوم ) 7 - حافظه و یادگیری 8 - کاربردهای نورومارکتینگ 9 - استفاده از سلبریتی‌ها در تبلیغات 10 - تمرین پایانی 11 - پروژه پایانی
درباره دوره: سلام به همگی و خوش آمدید به دوره از "ایده تا درآمد: راهنمای کامل برای شروع یک استارتاپ"! آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چگونه می‌توانید از یک ایده کوچک، به یک کسب و کار پربار و موفق تبدیل شوید؟ این دوره همین گونه برای شما طراحی شده است! تصور کنید که این یک ماجراجویی فوق‌العاده است، یک سفر از ایده اولیه تا تبدیل شدن به یک شرکت پرآوازه و سودآور. در این دوره، ما به شما ابزارها، تکنیک‌ها، و استراتژی‌هایی را آموزش می‌دهیم که نه تنها به شما کمک می‌کنند تا ایده‌هایتان را شکوفا کنید، بلکه به شما می‌آموزیم که چگونه از آن‌ها برای ساختن یک کسب و کار موفق استفاده کنید. در این دوره، شما با مفاهیم مهمی آشنا خواهید شد، از جمله: و بسیاری موارد دیگر که شما را به یک کارآفرین موفق و مطمئن تبدیل می‌کند. به این فکر کنید: از اینجا، شما می‌توانید یک قهرمان کسب‌وکاری شوید که با استفاده از هوش، ایده‌های خلاقانه، و اراده قوی خود، جهان را تغییر می‌دهید. امیدوارم با شرکت در این دوره، شما را در مسیر موفقیت و پیروزی همراهی کنیم. به ما بپیوندید و بیایید به دنیایی پر از امکانات و آینده روشن خوش آمدید! با افتخار! این دوره از "ایده تا درآمد: راهنمای کامل برای شروع یک استارتاپ" به شما کمک خواهد کرد تا علاوه بر آموزش مفاهیم اساسی و تکنیک‌های مورد نیاز برای راه‌اندازی کسب‌وکار، از تجربیات موفق و ناکام دیگران نیز بهره‌مند شوید. این دوره بر اساس بهترین روش‌های انجام کار در حوزه استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهای کوچک طراحی شده است و از مطالب جذاب، فعالیت‌های عملی، و مثال‌های واقعی برای تقویت یادگیری شما استفاده می‌کند. هدف اصلی این دوره از طریق یک ترکیب مناسب از مطالب نظری و تمرینات عملی، انگیزه‌بخشی، و توانمندسازی شماست تا به شما کمک کند که بهترین نسخه خودتان را به عنوان یک کارآفرین آغاز کنید. با این دوره، شما به دنیای پر از امکاناتی وارد خواهید شد که می‌توانید در آن به تجارب جدیدی راه یابید، ارتباطات جدیدی برقرار کنید، و با چالش‌های جذاب روبرو شوید. به عنوان مدرس، ما تلاش خواهیم کرد تا محیطی پویا و مشوق فراهم کنیم که شما را به اشتراک گذاری ایده‌ها، پرسش‌ها، و تجربیات تشویق کند. ما امیدواریم که این دوره به شما انگیزه و اعتماد به نفس لازم را برای شروع یک مسیر جدید در دنیای کسب و کار بخشد و به شما کمک کند تا بهترین نتیجه را از تلاش‌های خودتان بدست آورید. آماده هستید که با ما به سفری فوق‌العاده و هیجان‌انگیز در دنیای استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهای نوپا بپردازید؟ با ما همراه باشید و به زودی شروع کنید! پیش از آغاز (ایده و تحقیق): 1 - مقدمه به راه‌اندازی استارت‌آپ 2 - ایده‌ی استارت‌آپ 3 - تحقیقات بازار و تجزیه و تحلیل رقبا 4 - برنامه‌ریزی استراتژیک ساخت محصول و مراحل فنی: 1 - تجربه کاربری (UX) و طراحی محصول 2 - توسعه محصول و تکنولوژی 3 - بازاریابی و تبلیغات 4 - مدیریت مالی و برنامه‌ریزی مالی قانون، مدیریت و ارزیابی‌ها: 1 - راه‌اندازی و مقیاس‌پذیری 2 - ارزیابی و بهبود عملکرد 3 - مدیریت تیم و رهبری 4 - اخلاق در کسب‌وکار و مسائل حقوقی گسترش بین المللی و جذب سرمایه: 1 - فرصت‌های بین‌المللی و گسترش بین‌المللی 2 - ارتباط با سرمایه‌گذاران و جذب سرمایه نقاط ضعف و قوت، مدیریت بحران و آینده‌نگری: 1 - مدیریت بحران و رفع اشکال 2 - نقاط قوت و ضعف استارت‌آپ 3 - روند خاتمه و آینده‌نگری 4 - موارد بحثی و تمرینات عملی
درباره دوره: جذب سرمایه‌گذار فرآیندی فوق‌العاده دشوار و زمان بر است. این امر به ویژه برای مشاغل نوپا می‌تواند سخت‌تر باشد، زیرا آن‌ها فاقد سابقه تجارت هستند. اما در اینجا چند توصیه برای کمک وجود دارد. اگر شما یک ایده کسب‌وکار درخشان دارید و اکنون برای اجرای آن به پول نیاز دارید. اینجا جایی است که سرمایه‌گذاران تجاری  می‌توانند به کمک شما بیایند. سرمایه‌گذاران منبع ارزشمندی برای کارآفرینان هستند که حمایت مالی را برای پروژه‌های خود ارائه می‌دهند. با این حال، متقاعد کردن آن‌ها برای همراهی با یک پروژه می‌تواند یک چالش سخت باشد. در اینجا، چند نکته مفید درباره نحوه جذب سرمایه‌گذار را خواهید یافت. قبل از جذب سرمایه‌گذار، مطمئن شوید که شرکت یا پروژه شما در بهترین شکل ممکن است. یکی از راه‌های انجام این کار، شرکت در شتاب دهنده استارتاپ است. یک شتاب دهنده معتبر مزایای زیادی به همراه دارد: می‌توانید شبکه خود را گسترش دهید و مشکلاتی را که در حین کار روی ایده خود تجربه کرده‌اید برطرف کنید. برخی از شتاب دهنده‌ها شهرت بسیار خوبی دارند، به این معنی که شرکت در این برنامه‌های خاص می‌تواند سرمایه‌گذاران آینده را تحت تاثیر قرار دهد و آن‌ها را به سمت کار شما جذب کند. مطمئن باشید که سرمایه‌گذاران قبل از سرمایه‌گذاری در کسب‌وکار شما، تحقیقات لازم را درباره شما انجام می‌دهند، بنابراین باید مطمئن شوید که آنچه در اینترنت پیدا می‌کنند مثبت است. اگر بتوانید قبل از شروع کار، حامیان زیادی برای خود ایجاد کنید، باعث می‌شود سرمایه‌گذاران دید مثبتی به شما پیدا کنند. همچنین سایت و شبکه‌های اجتماعی شما باید به‌روزرسانی و حرفه‌ای باشند تا از برداشت اولیه مثبت اطمینان حاصل شود. پیش بینی کنید که آن‌ها در مورد پروژه یا شرکت شما چه فکری خواهند کرد و مطمئن شوید که سؤالات احتمالی و نیازهای آن‌ها را برآورده می‌کنید. اگر سرمایه‌گذاران با بخشی از کار شما مخالف بودند، به صحبت‌های آن‌ها توجه کنید و در تفکر خود تجدید نظر کنید. وقتی صحبت از مبلغ هنگفتی به میان می‌آید سرمایه‌گذاران معمولا ریسک نمی‌کنند. در عوض آن‌ها معمولا اطلاعات و شواهد زیادی از شما می‌خواهند تا متقاعد شوند که روی پروژه شما سرمایه‌گذاری کنند. متاسفانه دستیابی به این امر در مراحل اولیه دشوار است زیرا شما هنوز سرمایه‌گذاری برای کار خود پیدا نکرده‌اید و به قدر کافی شناخته شده نیستید. با این حال، این کار غیر ممکن نیست. اگر ارزش زیادی برای کسب و کار خود قائل نباشید، سرمایه‌گذاران معتبر به سرعت از بین می‌روند، به خصوص که هیچ تضمینی وجود ندارد که همه چیز آنطور که شما امیدوارید به نتیجه برسد. بنابراین برای کاری که انجام می‌دهید ارزش و احترام قائل باشید تا نظر سرمایه‌گذاران را به خود جلب کنید. این انگیزه اصلی هر سرمایه‌گذاری خواهد بود. آن‌ها به احتمال زیاد می‌خواهند بازدهی قابل قبولی را در سرمایه‌گذاری خود طی چند سال ببینند. شما باید نشان دهید که چگونه ممکن است این اتفاق بیفتد. اگر می‌خواهید توسط یک سرمایه‌گذار معتبر جدی گرفته شوید، این نکته بسیار مهم است. سرمایه‌گذاران افراد پرمشغله‌ای هستند، بنابراین ابتدا به نکات کلیدی، خلاصه و اعداد سرفصل نگاه می‌کنند. اگر این مورد قانع کننده‌ای برای سرمایه‌گذاری در پروژه شما نیست، سعی کنید حتما آن را اصلاح کنید. بدیهی است که این موارد در طرح تجاری شما مشخص خواهد شد. در غیر این صورت باید حساب سود و زیان و ترازنامه را به صورت حرفه‌ای محاسبه کنید. سعی کنید حداقل برای سال اول یک پیش بینی ماه به ماه انجام دهید. سرمایه‌گذاران می‌خواهند بدانند که شما بعد از چند ماه پول بیشتری از آن‌ها نمی‌خواهید، بنابراین شما باید بتوانید با بررسی دقیق نیازهای سرمایه‌گذاری خود، نشان دهید که وضعیت مالی و شرایط خود را به درستی ارزیابی کرده‌اید. قبل از اینکه سرمایه‌گذاران را ملاقات کنید، در مورد آن‌ها اطلاعات کسب کنید. روی این تمرکز کنید که چرا آن‌ها می‌خواهند در تجارت شما سرمایه‌گذاری کنند. همچنین مودب، آگاه و معتبر باشید. سرمایه‌گذاران به اندازه کسب‌وکارها روی مالکان نیز سرمایه‌گذاری می‌کنند، بنابراین باید به توانایی‌های شما اطمینان داشته باشند و احساس کنند که می‌توانند در آینده با شما کنار بیایند. این نکته به خصوص برای جذب سرمایه‌گذار خارجی بسیار مهم است زیرا آن‌ها شناخت زیادی از شما و نحوه کارتان ندارند بنابراین در نگاه اول شما باید در نظر آن‌ها قابل اعتماد باشید. همه انسان‌ها نقاط ضعف دارند، بنابراین صادق باشید و یک راه‌حل مناسب ارائه دهید تا مطمئن شوید که نقاط ضعف شما آسیب جدی یا مانعی برای کسب و کارتان ایجاد نمی‌کند. وقتی به سرمایه‌گذاران تجاری فکر می‌کنید، لزوماً نباید افراد ثروتمند را تصور کنید. این روزها، اشکال مختلفی برای جایگزین بودجه در دسترس است. برای مثال، شاید نیاز پروژه شما با سرمایه‌گذاری گروهی رفع شود. همچنین پلتفرم‌های آنلاینی وجود دارد که با هدف  تطبیق افراد علاقه‌مند برای سرمایه‌گذاری طراحی شده‌اند این افراد در صورت رضایت از پروژه شما می‌توانند روی کارتان سرمایه‌گذاری کنند. سرمایه‌گذاران احتمالاً پیشنهادهای زیادی را دیده‌اند، به این معنی که احتمالاً از پیشنهادات قدیمی خسته شده‌اند. شما باید به آنچه که پروژه‌تان را منحصر به فرد می‌کند، متمایل شوید و بر اصالت کار خودتان تأکید کنید. بنابراین باید توضیح دهید که چه چیزی ایده شما را از دیگران متمایز می‌کند؟ چه کاری انجام می‌دهید که هیچ کسب و کار دیگری در بخش شما انجام نمی‌دهد؟ سرمایه‌گذاران تجاری باید احساس کنند که بخشی از پروژه شما هستند. هنگامی که این توصیه‌ها را پذیرفتید و آن‌ها را عملی کردید، برای جذب سرمایه‌گذار بسیار آماده خواهید بود. با این حال، اگر فوراً موفق نشدید، ناامید نشوید و با گذشت زمان، پشتکار و کار سخت، مطمئناً سرمایه‌گذار عالی برای پروژه خود پیدا خواهید کرد. از این که تا پایان این مطلب همراه ما بودید از شما سپاس‌گزاریم. برای خواندن مطالب بیشتر به سایت مکتبخونه مراجعه فرمایید. فصل اول - مقدمه: 1 - مقدمه 2 - استارتاپ چیست-1 3 - استارتاپ چیست-2 4 - مقیاس‌پذیری-1 5 - مقیاس‌پذیری-2 6 - پروژه میانی 1 7 - تابع هزینه‌ای استارتاپ‌ها 8 - کوئیز 1 9 - پروژه میانی 2 10 - ایده‌محوری 11 - پروژه میانی 3 12 - استفاده از دانش نوین 13 - کوئیز 2 14 - ویژگی‌های استارتاپ موفق 15 - تعریف استارتاپ موفق 16 - چرا موسسین باید شکست ناپذیر باشند - قوانین دست و پاگیر 17 - چرا موسسین باید شکست ناپذیر باشند - کمبود سرمایه 18 - چرا موسسین باید شکست ناپذیر باشند - رقبا 19 - پروژه میانی 4 20 - فرهنگ درون استارتاپ - 1 21 - فرهنگ درون استارتاپ - 2 22 - ورود به بازار با تست کوچک 23 - معایب بزرگ شروع کردن 24 - تناسب محصول با بازار هدف - 1 25 - تناسب محصول با بازار هدف - 2 26 - اهمیت بازخورد گرفتن از بازار و چرخش 27 - تمرکز 28 - مزیت بازیگر اول بودن 29 - کوئیز 3 30 - فایل دوره مقدمه ای بر کارآفرینی فصل دوم - تیم‌سازی: 1 - دلایل شکست استارتاپ‌های ایرانی 2 - تیم‌سازی 3 - ویژگی‌های مدیر عامل حرفه‌ای 4 - ویژگی‌های مدیر فنی 5 - مدیر بازاریابی 6 - اهمیت تیم خوب 7 - انگیزش و درگیر کردن منافع فرد به سازمان 8 - کوئیز 4 فصل سوم - تحقیقات بازار: 1 - تحقیقات بازار 2 - انواع داده‌ها در تحقیقات بازار و روش‌های تحقیقات بازار 3 - طراحی پرسش‌نامه 4 - پیش‌بینی از بالا به پایین 5 - پیش‌بینی از پایین به بالا 6 - کوئیز 5 7 - پروژه میانی 5 فصل چهارم - رشد و درآمد: 1 - مدل‌های درآمدی 2 - استراتژی‌های قیمت‌گذاری 3 - شاخص‌های کلیدی عملکرد استارتاپ 4 - رشد یا درآمد 5 - هک رشد 6 - کوئیز 6 7 - پروژه میانی 6 فصل پنجم - جذب سرمایه: 1 - جذب سرمایه 2 - روش‌های تامین مالی استارتاپ و انواع سرمایه‌گذار 3 - مدیریت سرمایه جذب شده 4 - مذاکره با سرمایه‌گذار 5 - سرمایه‌گذاران جسورانه در ایران 6 - ویژگی‌های ارائه خوب 7 - مراحل بعدی جذب سرمایه 8 - ویژگی‌های پیش‌بینی مالی خوب 9 - ارزش‌گذاری استارتاپ 10 - کوئیز 7 پروژه نهایی: 1 - پروژه نهایی
درباره دوره: یکی از اصول مهم در ابعاد مختلف سرمایه‌گذاری مبحث مدیریت سرمایه است. در بسیاری از موارد ما دانسته یا ندانسته با مفاهیم مربوط به مدیریت سرمایه و سرمایه‌گذاری در ارتباط بوده‌ایم. اما شاید هیچ‌وقت به جزئیات و اصول این امر مهم فکر نکرده باشیم. مدیریت سرمایه تعاریف و ابعاد مختلفی دارد و با هر زاویه دید می‌توان تعریف متفاوتی از آن ارائه داد. به‌طورکلی مدیریت سرمایه را دانش و مهارت سرمایه‌گذاری با ریسک کنترل شده و کسب حداکثر بازدهی تعریف می‌کنیم. البته استراتژی‌های مدیریت‌ سرمایه‌ کاملاً شخصی است و بسته به شرایط هر شخص می‌تواند متفاوت باشد. به‌عنوان‌مثال، فاکتورهایی مانند میزان سرمایه، سن سرمایه‌گذار، مدت‌زمان در نظر گرفته شده برای سرمایه‌گذاری و هدف سرمایه‌گذاری، در استراتژی مدیریت سرمایه تأثیرگذار هستند و مدیریت سرمایه را می‌توان از بسیاری جهات با مدیریت ریسک هم‌جهت در نظر گرفت. چرا که هدف اصلی هر دو مورد حفظ ارزش دارایی و کاهش ریسک است. به‌عبارت‌دیگر سرمایه‌گذار برای دستیابی به بازدهی مورد انتظار خود باید ریسک مشخصی را متحمل شود. در دوره آموزش مدیریت سرمایه در ابتدا با انواع بازارهای مالی آشنا می‌شویم، پس از آن با مفهوم ریسک و بازده و اینکه چه ریسک‌هایی می‌توانند در بازارهای مالی وجود داشته باشند آشنا خواهیم شد. در ادامه دوره به موضوع مدیریت سبد و مدیریت پوزیشن می‌پردازیم و اگر قصد سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی را داشته باشید به مباحث مربوط به اصول و روش چینش سبد و مدیریت ریسک می‌پردازیم. در ادامه مباحث دوره اگر به‌قصد معامله‌گری و نوسان‌گیری وارد بازارهای مالی شده باشید، انواع و اقسام روش‌های مدیریت پوزیشن (کلاسیک/ مدرن) را آموزش خواهیم داد تا با مباحث آموزش‌داده‌شده بتوانید با مدیریت ریسک بیشترین بازدهی را از بازارهای مالی بگیرید. در این دوره اهداف مختلفی مدنظر قرار داشته است. از جمله این اهداف می‌توانیم به موضوعاتی همچون موارد زیر اشاره داشته باشیم: مباحث این دوره با این دیدگاه تهیه و تدوین شده است که همه علاقه‌مندان به مباحث مربوط به بازارهای مالی و افرادی که قصد حضور مؤثر در این بازارها را دارند بتوانند از با استفاده از مفاهیم این دوره نتیجه بهتر و همراه با سودآوری حداکثری را داشته باشند. این دوره برای همه افرادی که به هر نحو قصد آشنایی با بازارهای مالی و قصد یادگیری مباحث مربوط به مدیریت سرمایه را دارند مفید و کاربردی خواهد بود و استفاده از این دوره به هر نحو می‌تواند منجر به جلوگیری از خطاهای شناختی در فرایندهای مالی و مدیریت سرمایه شود. بازارها و ابزارهای مالی جهانی: 1 - مقدمه و آشنایی 2 - آشنایی با بازارهای مالی 3 - آشنایی با بازارها بخش اول 4 - آشنایی با بازارها بخش دوم 5 - آشنایی با بازارها بخش سوم 6 - کوییز بازارها و ابزارهای مالی جهانی انتخاب پورتفولیو و مدیریت ریسک: 1 - مقدمه و ریسک و بازده 2 - ساخت و تنوع پورتفولیو 3 - ترجیحات میانگین واریانس 4 - تخصیص سرمایه بهینه و انتخاب پرتفوی 5 - مدل‌های قیمت‌گذاری دارایی‌های تعادلی 6 - برخی از ریسک‌ها در بازارهای مالی 7 - کوییز انتخاب پورتفولیو و مدیریت ریسک تعصبات (Biases) و انتخاب پورتفولیو: 1 - فرضیه بازارهای کارا و ناکارا 2 - تعصبات و ترجیحات واقع بینانه 3 - رفتار سرمایه گذار 4 - کوییز تعصبات (Biases) و انتخاب پورتفولیو استراتژی‌های سرمایه‌گذاری و تحلیل پورتفولیو: 1 - استراتژی‌های سرمایه‌گذاری 2 - عوامل موثر در استراتژی‌های سرمایه گذاری 3 - اندازه‌گیری و بنچمارک کردن 4 - سرمایه‌گذاری فعال و غیرفعال 5 - تحلیل سبک و عملکرد 6 - کوییز استراتژی‌های سرمایه‌گذاری و تحلیل پورتفولیو آشنایی با مدیریت سرمایه کلاسیک و مدرن: 1 - آشنایی با مدیریت پوزیشن 2 - آشنایی با چند اصطلاح کاربردی 3 - مدیریت سرمایه کلاسیک 4 - دابلینگ و پاد دابلینگ 5 - دابلینگ هج دابلینگ و دابلینگ پاد دابلینگ 6 - دابلینگ پاد دابلینگ با تکرار اول 7 - مارتینگل پاد مارتینگل 8 - کوییز آشنایی با مدیریت سرمایه کلاسیک و مدرن پروژه: ساخت یک پورتفولیو سرمایه‌گذاری: 1 - پروژه نهایی - بخش اول 2 - پروژه نهایی - بخش دوم 3 - پروژه نهایی - بخش سوم 4 - پروژه نهایی
موضوعات
قیمت - slider
-1000 تومان10099000 تومان
سطح آموزش
نوع آموزش
نوع مدرک
محل آموزش
+ موارد بیشتر
زمان آموزش